پارت پانزدهم

پارت پانزدهم
از زبان شیوا
پرش زمانی به ۳ ماه بعد
افففففف الان دقیقا ۳ماه از اون ماجرا میگذره و من هنوز نتونستم به تهیونگ اعتراف کنم چند ماه دنبالمه همه ی بچه ها دارن سعی خودشون رو می‌کنن که به من کمک کنن خصوصا میسو تو این راه خیلی بهم کمک کرد امشب به مناسبت تمام شدن نیمه اول سال قراره تو یه مکان خیلی بزرگ یه جشن برگزار بشه همه هم دعوتن بعد از این که کلاسمون تموم شد با میسو لیا رفتیم خرید اول بستنی خوردیم بعد کل مغازه ها رو گشتیم همه لباس خریدن ولی لیا هنوز نتونسته بود بپسنده تقریبا نزدیک بیست مغازه گشتیم بلاخره یدونه پسندید و خرید بعد کل خرید شب شد تو یه رستوران غذا خوردیم باید ۱۰اونجا می‌شدیم رسیدیم خونه آماده شدیم بعد راه افتادیم سمت مکان

ببخشید دارم میرم بیرون عجله دارم بازم ببخشید که کم نوشتم سری بعد جبران میکنم دوستون دارم بای 💗❤️💗💗
دیدگاه ها (۴)

رومان قطره قرمز (پارت 8)

Cruel Love پارت ۱۰ که صدای لارا اومد#:شما باز دارید دعوا میک...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۶ویو لیاـگوشی کایا شروع کرد ب...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

چند پارتی (درخواستی)

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty ویوی تهیونگ :از اینکه جون...

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط