{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی ز سر سنگ عقابی بهوا خاست

روزی ز سر سنگ عقابی بهوا خاست
واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت
امروز همه روی زمین زیر پر ماست
بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تــیز
می‌بینم اگر ذره‌ای اندر ته دریاست
گر بر سر خـاشاک یکی پشه بجنبد
جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست
بسیار منی کـرد و ز تقدیر نترسید
بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه برخاست
ناگـه ز کـمینگاه یکی سـخت کمانی
تیری ز قضاو قدر انداخت بر او راست
بـر بـال عـقاب آمـد آن تیر جـگر دوز
وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست
بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی
وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست
گفتا عجبست اینکه ز چوبست و ز آهن
این تیزی و تندی و پریدنش کجا خاست
چون نیک نگه‌کرد و پر خویش بر او دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

ناصر خسرو
دیدگاه ها (۱۶۲)

⭕️ بازنده اصلی !🔻در ماجرای زندان رفتن رسایی با شکایت قالیباف...

روزی ز سر سنگ عقابی بهوا خاست واندر طلب طعمه پر و بال بیار...

از ماست که بر ماست !!!!!روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خاستواندر...

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست واندر طلب طعمه پر و بال بیار...

از ماست که بر ماستروزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاستوندر طلب طع...

از ماست ک بر ماست❤ روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاستوندر طلب...

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواستبهر طلب طعمه پر و بال بیاراس...

چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید.. گفتا ز که نالیم که از م...

اشعار هاشور ۳۵ لیلا طیبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط