{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان #شام_رمانتیک

رمان #شام_رمانتیک
پارت 1

رزی: بچه ها میخوام یچیزی بهتون بگم
لیسا: چی؟
رزی: خب راستش من یکی رو دوست دارم
جنی: کی؟
جیسو: کی یعنی عاشقشی
رزی: اره
لیسا: کیه؟
رزی: جیمین
لیسا: همون که توی بی تی اس هست.
رزی: اره و امشب چهار نفرشون میان
جیمین/ کوک/ ته یونگ/ جین

جنی: میان خاستگاری (با خنده)
رزی: اِ واقعا که معلومه که نه
لیسا: نمیخوای بری ارایشگاه
رزی: میرم و حتی شما هم میاید
جیسو: ما؟ خب چرا
رزی: که تنها نباشم
جنی: باشه

(چند ساعت بعد از رفتن به ارایشگاه)

لیسا: بچه ها ساعت چنده
جیسو: ساعت 7:00 بعد از ظهر
رزی: بریم خونه باید اماده بشیم ساعت ۸ میان
لیسا: بریم

1 ساعت بعد

رزی: اومدننن
جنی: رزی باهم قرار میزارین؟
رزی: اره دیگه..

لیسا: سلام
کوک، جین، جیمین، ته یونگ
سلام

ویو لیسا:
وای اینا چقدر خفنن

میشینن و جیمین و رزی باهم جدا حرف میزنن

تهیونگ: لیسا دیگه چتری نمیزنی؟
لیسا: نه خب اینجوری بنظرم بهتره..
ته یونگ: اره خیلی خوشگلتری
لیسا: اممم ممنون
کوک: من میرم دیگه
لیسا: چرا اما هنوز شام نخوردیم
کوک: خب باید برم مثل اینکه دوستام زنگ زدن
لیسا: باشه
ته یونگ: جنی، جیسو کجاست
جین: ته یلحظه بیا
ته یونگ: باشه
جین: ته یونگ چرا انقدر سوال میپرسی تو با جنی مشکلی داری همش از جیسو و لیسا احوال میپرسی خب خودش..

ته یونگ: چه مشکلی فقط برام سوال شد

بعد میرن داخل
لیسا: شام حاظره بیاین
جنی: بریم واسه شام
ته یونگ جنی رو میبره اون طرف و میگه جنی
جنی: بله
ته یونگ: تو که درباره رابطه قبلیمون به کسی چیزی نگفتی
جنی: نه چرا باید بگم مگه مهمه؟


🙂🤍
دیدگاه ها (۰)

رمان #شام_رمانتیکپارت 2جنی: نه چرا باید بگم مگه مهمه؟ ته یون...

رمان #شام_رمانتیکپارت 3جیسو: ببخشید لیسا، میاد بزنه که یهویک...

نام رمان: شام رمانتیکژانر: عاشقانهشخصیت اصلی: کوک، لیساتعدا...

تنک🥺❤️‍🩹

#بلک پینک#جیسو#رزی#جنی# لیسا##ابی تی اس# نامجون# جین #شوگا# ...

#بلک پینک#جیسو#رزی#جنی# لیسا##ابی تی اس# نامجون# جین #شوگا# ...

#بلک پینک#جیسو#رزی#جنی# لیسا##ابی تی اس# نامجون# جین #شوگا# ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط