ویو الکسا

ویو الکسا
رفتم صورتمو شستم و رفتم پایین همین جوری هم گوشی جدیدم دستم بود و روشنش کردم رفتم دیدم بابا و مامان و فیلیکس نشستن فیلیکس بهم اشاره کرد که برم کنارش بشینم رفتم کنارش نشستم و شروع به‌خوردن شام کردن همین طوری هم داشتم با گوشی ور میرفتم که یه دفعه ای بابام گفت :
+ آهای... اون چیه دستت؟ من اون برای فیلیکس خریده بودم چرا باید دست توی دست و پا چلفتی باشه ها؟
بغض کرده بودم یعنی اون گوشی رو هم بابا برای فیلیکس خریده بود؟ فیلیکس بازم از روی مهربونیش این کارو کرده بود با همون بغضی که توی گلوم بود و داشت خفم میکرد گفتم :
& عه فیلیکس این برای تو بود ببخشید معذرت میخوام (با بغض خیلی زیاد)
بعد گذاشتن گوشی جلوی فیلیکس از روی صندلی پاشدم و بدو بدو رفتم توی اتاقم نشستم پشت در و شروع به گریه کردن کردم خیلی ناراحت بودم مگه من دخترش نیستم؟ چرا منو دوست نداره؟ چرا بهم توجه نمیکنه؟ چرا کاری میکنه که احساس کنم وجود ندارم؟ توی همین فکرا بودم که یکی در زد با همون صدام گفتم
&برو
$الکسا منم
ویو الکسا
در رو براش باز کردم و پریدم توی بغلش
آنقدر گریه کردم که دیگه چیزی نفهمیدم و خوابم برد
ویو فیلیکس
الکسا رو گذاشتم توی تختش رفتم پیش مامان
$ مامان
- ا.. الکسا کوش؟
$خوابیده ( ناراحت)
- خداروشکر
$ انقدر گریه کرد تا خوابش برد
غ- تو هم برو بخواب
$ شب به خیر
ویو ات
رفتم پیش جونگ کوک تا باهاش حرف بزنم دیدم روی مبل نشسته و دستاش رو روی صورتش گذاشته
- جونگ کوک
شرایط :
6 تا لایک ❤️
حمایت میکنی کیوت؟ ❤️✨
دیدگاه ها (۱)

کارکتر های BT21 در سپتامبر ۲۰۱۷ متولد شدن.پسرای بی تی اس BTS...

آن سوی آینه P35در رو باز کردیم که یهو جونگ کوک افتاد (ویو ا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط