{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه چیز با گذشت زمان تغییر می‌کنه. من هم کم‌کم پی بردم که

همه چیز با گذشت زمان تغییر می‌کنه. من هم کم‌کم پی بردم که خیلی چیزها از یادم رفته. دیگه نمی دونستم دوست داشتن چه شکلیه، حسش چطوره و چرا باید باشه. قلبم عادت کرد به آروم زدن، یه ریتم آروم و همیشگی.
دزیره: و کسل کننده؟
ادوارد: کسل کننده؟ بهتره بگم آرامش داشتم. و این آرامش باعث شد وارد مرحله‌ی جدیدی از تنهایی بشم، مرحله‌ای که از دوست داشتن و دوست داشته شدن می‌ترسی. فرار کردن رو یاد می‌گیری‌. نادیده گرفتن قلبت رو یاد می‌گیری، و بعد خودت هم باورت می‌شه که قلبی نداری. پیتر راست می‌گفت، اِدی توی سینه‌ش هیچی نداره. واسه همینه که خیلی وقته از چیزی ناراحت نمی‌شم. به نظرت عجیبه که چیزی نمی‌تونه ناراحتم کنه؟
دیدگاه ها (۱)

نکند دستِ کسی دستِ تو را لمس کندکاش این دلهره اینقدر، دل آزا...

دوست داشتنت انقدر تابلو بود کهزدمش به دیوار اتاقم.

من برای تو زندگی نمیکنم.من برای تو لباس نمیپوشم.به مردان بیا...

یکی باید باشه که ھر روز موھاتو ببوسه و بگه:در پیچ و تاب زلفت...

پارت 8 وقتی( میدزدتت و...) #هیونجین چند ثانیه بعد که نگاهتون...

پارت ۳ | آدم‌هایی که کم‌کم من را برگرداندندورود به دانشگاه ب...

آموزش دوره ریتم و تئوری موسیقی آموزشگاه اشراق الوند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط