{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستت را میگیرم

دستت را میگیرم
چشمانت برق میزند
سرم را روی شانه هایت میگذارم
حواسم پرت لبخندت ..
میپیچد در هوا
صدای موسیقی ...
باران ..
و دوستت دارم هایی که
بند نمی آیند ...

کات !
عالی بود
خسته نباشید ...
دیدگاه ها (۲)

ﻫﻤﯿﺸﻪ ڪﻪ ﻧﻪ!!!ﻭﻟﯽ ﮔﺎﻫـــــــﯽ...ﻣﯿﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﯾﺴ...

ﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﻧﮕﺬﺍﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ...ﺩﻝِ ﺷﻮﺧﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻡ ....!ﺑﺎ ﺗﻮﺍ...

لعنت به نفسیکه می آید. .چشمی که می بیند..و قدمیکه برداشته می...

جهان پیشینم را انکار می‌کنم،جهان تازه‌ام را دوست نمی‌دارم،پس...

رمان زیر نور خاموش سئول... ---پیشانی‌ات هنوز روی سینه‌ام بود...

_____________________☆IM JUST TIRED★_____________________★CH...

Part ۱: ملاقات در بارانباران از عصر شروع شده بود و حالا نزدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط