true love part 35

به مکان مهمونی رسیدیم و ماشین رو تو پارکینگ اختصاصی گذاشتیم و وارد شدیم...
تهیونگ
چرا اصلا به این مکان ، این پسره لوییس این مهمونی حس خوبی نداشتم؟ دست یونا توی دستم حلقه شد و لبخند گرمی زد که سنگ رو اب میکرد . میخواستم جیزی بهش بگم که اون پسره لوییس با یه جام نیمه پر مشروب به سمتمون اومد و سلام گرمی داد اما یونا رو خیلی گرم و بدون لقب دادن شی( برای محترم کردن اسامی مثل خانم ، اقا استفاده میشی) صدا میکرد
& عا آقای کیم.یونا خیلی خوشحالم اومدید
+ ممنونم آقای واتسون.واقعا بهتون تبریک میگم که تونستید برند خودتون رو توی کره تاسیس کنید.
_ بله درسته امیدوارم موفق باشید.
& خیلی ممنونم.خب من برم به بقیه مهمون ها سلام کنم .بفرمایید
.
.
راوی
تقریبا ۲ ساعت از مهمونی گذشته بود که لوییس نزدیک میز یونا و تهیونگ که نزدیک استیج بود رفت و نور روی اون زوم شد و توی میکروفون داخل دستش گفت
& همگی ...یکلحظه ببخشید...راستش امشب که شب مهمی برای من بود میخواستم با یه تیر دو نشون بزنم.میخوام به دختری که توی این ۱ ماه بهش علاقه مند شدم اعتراف کنم . رویا و ارزوی من بودن با اونه ...
& میخواستم بگم....



بچه ها پارت بعد رو اپ میکنم . شایدم یه پارت دیگه بذارم چون تا پنج شنبه نیستم
دیدگاه ها (۳۰)

true love part36

تکپارتی کوکی🍓

The Dangerous Riddle p3

The Dengerous Riddle p2

سلام قشنگا حالتون چطوره؟امیدوارم خوب باشید و امتحاناتون رو خ...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖عشق مافیا چند روز بعد ویو یونا میدونم دارم به جونگ کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط