{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای شیطون پارت7

مافیای شیطون پارت7
یونجی:چ...چیکارش بکنی
جیهوپ:نشنیدی میکشمش
*اعضا همه رفتن داخل اتاق به جز جین
جین:ممم نه خشم اومد راز نگه داری
یونجی:غلطی کنی میگم از دست جیهوپ زنده بیرون نمیای
جین:بی عصاب من میدونم تو راز نگه داری
یونجی:خفه شو
ᰔᰔᰔᰔ
جیمین:خیلی نگرانشم ولی نباید تو زندگیش دخالت کنیم
جیهوپ:اره راس میگی ولی اخه...
نامجون:اخه نداره اگه خودش دوست داشت بگه
یونگی :اوهم
تهیونگ:اره
چرا جین نیومده
جونگکوک:حتما کار داشته
*همه ی اعضا رفتن خونه
یونگی:جیمیناا
جیمین:هااااااا
یونگی:به یونجی نباید بگی که دوسش داری
جیمین:چ...چ...چیی نه اصلا
یونگی:خپ پس غیر مستقیم بهش بگو
جیمین:اخه چه طوری
یونگی:باهاش وقت بگذرون مهربون باش اهمیت بده
جیمین:این همه اطلاعات از کجا *خنده
یونگی:ببند برو گمشو درخواست بیرون رفتن بده
جیمین:خیلی ممنوننن خدافظ عصبی
یونگی:خدافظ اسکل
ᰔᰔᰔᰔ
جیمین:یونجیییی
یونجی:بله
جیمین:ممم خبببب
یونجی: بگووووو
جیمین:هیچی
یونجی: بگووووو
جیمین:خب میای بریم بیرون
یونجی: بریمممممممممممممم
جیمین:اخجوننننننننننننننن
دوتاشون:*خنده
*سوار ماشین میشن
یونجی: خب کجا داریم میریم
جیمین:خودت میفهمی
راه زیادی در پیش داریم نصفشو باید پیاده بریم
یونجی: مممم پیاده از کجا
جیمین:اون کوه کوتاه و میبینی
یونجی: کدوم
جیمین:اون که از همه کوشولو تره مث قد من از همه دوستاش کوتاه تره
یونجی: دیدمش*خنده
دیدگاه ها (۳۵)

4 روزه پیویم داره خاک میخوره الان این واگعیه

#استوری_درخواستی . #بی_تی_اس #جیمین #تهیونگ#جین#جونگکوک#نا...

با هم میخندیدیم=)

مافیای شیطون پارت6یه نگاه بهم کرد ترسیده بودم تهیونگ نشست رو...

پارت ۱۵🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤 ویو راوی همه رفتن بیرون نشستن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط