My lovely idol
✿My lovely idol✿ 2
✯part:¹⁵
جونگکوک: کدوم دارو؟
گوشی رو برداشت و به نامجون زنگ زد
جونگکوک: نامجون
نامجون: چی شده ؟
جونگکوک: هیونا دارو مصرف میکرده؟
نامجون: من از کجا بدونم
جونگکوک: میدونم نمیدونی ولی میشه به یکی بسپاری تاتو شو در بیاره ؟
نامجون: باشه
جونگکوک: سریع
جونگکوک کنار هیونا نشست حرف دکتر توی سرش میچرخید« هنوز خطر رو پشت سر نذاشته» جونگکوک دست هیونا رو گرفت و بوسید
جونگکوک: تو تازه برگشته بودی
فکر اینکه چطور توی یه لحظه اون مرد عوضی به هیونا چاقو زد خیلی اعصبانیش میکرد سرش رو روی تخت کنار دست هیونا گذاشت و آروم چشم هاش رو بست
حدود۲۰ دقیقه گذشت که گوشی جونگکوک زنگ خورد نامجون بود جواب داد
جونگکوک: چی شد؟
نامجون: شنیدنش خوشحالت نمیکنه
جونگکوک: میدونم
نامجون: ظاهراً هیونا دو ساله که میره تراپی افسردگی شدید داشته و قرص های زیادی بخاطرش میخورده قرص ها سال به سال قوی تر میشدن و هیونا بیشتر میخورده همین باعث شده بدنش ضعیف بشه اخیر جراحی آپاندیس داشته که اونم اثر زیادی روی روحیه اش گذاشته
جونگکوک: ممنون
جونگکوک گوشی رو قطع میکنه و کنار میندازه رو کاناپه گوشه اتاق میشینه و توی فکر میره
پی دی نیم زنگ میزنه جونگکوک هم جواب میده
پی دی نیم: جونگکوک تو کجا رفتی؟ همیشه همه چیز رو بهم میریزی(اعصبانی)
جونگکوک: زندگی من الان روی تخت بیمارستان دراز کشیده چون توی بی شعور ما رو از هم جدا کردی حالا هم ازم میخوای به حرفت گوش کنم بشینم توی خونه منتظر بمونم ببینم چطوری زندگیم عشقم و همه چیزم چطور در پر میشه؟ (اعصبی و ناراحت)
جونگکوک بدون اینکه منتظر جواب بمونه گوشی رو قطع کرد
(〃゚3゚〃)
خوشگلا هیونا رو بکشم؟ 😁
نه نمیکشمش جونگکوک گناه داره به هر حال به کوشولو حمایت ها کمه هرچی حمایت بیشتر باشه من بیشتر پارت میزارم👍🏻😉
فعالا شبتون گل گلیییییی🌼🌸🌷✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:¹⁵
جونگکوک: کدوم دارو؟
گوشی رو برداشت و به نامجون زنگ زد
جونگکوک: نامجون
نامجون: چی شده ؟
جونگکوک: هیونا دارو مصرف میکرده؟
نامجون: من از کجا بدونم
جونگکوک: میدونم نمیدونی ولی میشه به یکی بسپاری تاتو شو در بیاره ؟
نامجون: باشه
جونگکوک: سریع
جونگکوک کنار هیونا نشست حرف دکتر توی سرش میچرخید« هنوز خطر رو پشت سر نذاشته» جونگکوک دست هیونا رو گرفت و بوسید
جونگکوک: تو تازه برگشته بودی
فکر اینکه چطور توی یه لحظه اون مرد عوضی به هیونا چاقو زد خیلی اعصبانیش میکرد سرش رو روی تخت کنار دست هیونا گذاشت و آروم چشم هاش رو بست
حدود۲۰ دقیقه گذشت که گوشی جونگکوک زنگ خورد نامجون بود جواب داد
جونگکوک: چی شد؟
نامجون: شنیدنش خوشحالت نمیکنه
جونگکوک: میدونم
نامجون: ظاهراً هیونا دو ساله که میره تراپی افسردگی شدید داشته و قرص های زیادی بخاطرش میخورده قرص ها سال به سال قوی تر میشدن و هیونا بیشتر میخورده همین باعث شده بدنش ضعیف بشه اخیر جراحی آپاندیس داشته که اونم اثر زیادی روی روحیه اش گذاشته
جونگکوک: ممنون
جونگکوک گوشی رو قطع میکنه و کنار میندازه رو کاناپه گوشه اتاق میشینه و توی فکر میره
پی دی نیم زنگ میزنه جونگکوک هم جواب میده
پی دی نیم: جونگکوک تو کجا رفتی؟ همیشه همه چیز رو بهم میریزی(اعصبانی)
جونگکوک: زندگی من الان روی تخت بیمارستان دراز کشیده چون توی بی شعور ما رو از هم جدا کردی حالا هم ازم میخوای به حرفت گوش کنم بشینم توی خونه منتظر بمونم ببینم چطوری زندگیم عشقم و همه چیزم چطور در پر میشه؟ (اعصبی و ناراحت)
جونگکوک بدون اینکه منتظر جواب بمونه گوشی رو قطع کرد
(〃゚3゚〃)
خوشگلا هیونا رو بکشم؟ 😁
نه نمیکشمش جونگکوک گناه داره به هر حال به کوشولو حمایت ها کمه هرچی حمایت بیشتر باشه من بیشتر پارت میزارم👍🏻😉
فعالا شبتون گل گلیییییی🌼🌸🌷✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۵.۰k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط