My lovely idol
✿My lovely idol✿ 2
✯part:¹⁷
مجری: این آخرین سوال بود ولی حالا که بحث به اینجا کشیده شده میخواستم بدونم چرا این اتفاق برای هیونا افتاد ؟
نامجون: نمیدونم اسمش رو چی میزارید زندگی سرنوشت تقدیر ولی به هر حال هیونا حالش خوب میشه و برمیگرده کنارمون
جیمین: فقط امیدواریم مقصر زود تر گیر بیوفته
مجری: آره ما هم همه امیدواریم هیونا خوب بشه و اون فرد گیر بیوفته
باز هم یک هفته دیگه گذشت حالا شده بود دو هفته که هیونا بیمارستان بود جونگکوک شنیده بود که حدود سه روز شده که هیونا عمل کرده نگرانش بود ولی ناچار فقط سعی میکرد روی آلبوم جدیدشون تمرکز کنه که کار سختی بود جونگکوک برگشته بود خونه و روی مبل دراز میکشید تنها چیزی که توی ذهنش بود هیونا بود که یهو در زدن جونگکوک بلند شد با خودش گفت شاید جیمین یا تهیونگ باشه سمت در رفت
جونگکوک: اومدم
جونگکوک تا در رو باز کرد چشم های از تعجب گرد شد
هیونا: من برگشتممم
هیونا درست جلوش وایساده بود و مثل همیشه اون لبخند گرم و مهربونه روی صورتش بود جونگکوک با یه حرکت سریع بغلش کرد سرش رو توی مو های هیونا فرو کرد این واقعی بود هیونا الان توی بغلش بود جونگکوک بوی مو های قشنگ هیونا رو استشمام میکرد
جونگکوک: دلم برات تنگ شده بود
هیونا: منم همین طور
جونگکوک سریع ازش فاصله گرفت و از سر تا پاش رو آنالیز کرد
جونگکوک: حالا خوبه؟ تو تازه عمل کردی چطوری اومدی؟
هیونا وارد خونه شد و در رو بست
هیونا: من خوبم زخمم هنوز درد میکنه ولی خوب میشه
جونگکوک درست هیونا رو گرفت دست هاش سرد سرد بود تازه متوجه گونه های سرخ و بینی یخ زده هیونا شد دستش رو گرفت و کشید سمت مبل هیونا نشست و جونگکوک پتو رو دور هیونا انداخت
هیونا: ممنون
جونگکوک کنارش نشست و نگاهش کرد که یهو اشک توی چشم هاش پر شد
هیونا: چی شده ؟
جونگکوک: تو خیلی سختی کشیدی
هیونا دستش رو روی صورت جونگکوک گذاشت و اشکش رو پاک کرد
هیونا: من خوبم
ಠ﹏ಠ
خوشگلا شرمنده برای امشب همین قدر کافیه دارم از دندون درد میمیرم و اگر نه براتون بازم پارت میزاشتم 😮💨😭
شبتون بخیر خواب های خوب ببینید✨😇❤️
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:¹⁷
مجری: این آخرین سوال بود ولی حالا که بحث به اینجا کشیده شده میخواستم بدونم چرا این اتفاق برای هیونا افتاد ؟
نامجون: نمیدونم اسمش رو چی میزارید زندگی سرنوشت تقدیر ولی به هر حال هیونا حالش خوب میشه و برمیگرده کنارمون
جیمین: فقط امیدواریم مقصر زود تر گیر بیوفته
مجری: آره ما هم همه امیدواریم هیونا خوب بشه و اون فرد گیر بیوفته
باز هم یک هفته دیگه گذشت حالا شده بود دو هفته که هیونا بیمارستان بود جونگکوک شنیده بود که حدود سه روز شده که هیونا عمل کرده نگرانش بود ولی ناچار فقط سعی میکرد روی آلبوم جدیدشون تمرکز کنه که کار سختی بود جونگکوک برگشته بود خونه و روی مبل دراز میکشید تنها چیزی که توی ذهنش بود هیونا بود که یهو در زدن جونگکوک بلند شد با خودش گفت شاید جیمین یا تهیونگ باشه سمت در رفت
جونگکوک: اومدم
جونگکوک تا در رو باز کرد چشم های از تعجب گرد شد
هیونا: من برگشتممم
هیونا درست جلوش وایساده بود و مثل همیشه اون لبخند گرم و مهربونه روی صورتش بود جونگکوک با یه حرکت سریع بغلش کرد سرش رو توی مو های هیونا فرو کرد این واقعی بود هیونا الان توی بغلش بود جونگکوک بوی مو های قشنگ هیونا رو استشمام میکرد
جونگکوک: دلم برات تنگ شده بود
هیونا: منم همین طور
جونگکوک سریع ازش فاصله گرفت و از سر تا پاش رو آنالیز کرد
جونگکوک: حالا خوبه؟ تو تازه عمل کردی چطوری اومدی؟
هیونا وارد خونه شد و در رو بست
هیونا: من خوبم زخمم هنوز درد میکنه ولی خوب میشه
جونگکوک درست هیونا رو گرفت دست هاش سرد سرد بود تازه متوجه گونه های سرخ و بینی یخ زده هیونا شد دستش رو گرفت و کشید سمت مبل هیونا نشست و جونگکوک پتو رو دور هیونا انداخت
هیونا: ممنون
جونگکوک کنارش نشست و نگاهش کرد که یهو اشک توی چشم هاش پر شد
هیونا: چی شده ؟
جونگکوک: تو خیلی سختی کشیدی
هیونا دستش رو روی صورت جونگکوک گذاشت و اشکش رو پاک کرد
هیونا: من خوبم
ಠ﹏ಠ
خوشگلا شرمنده برای امشب همین قدر کافیه دارم از دندون درد میمیرم و اگر نه براتون بازم پارت میزاشتم 😮💨😭
شبتون بخیر خواب های خوب ببینید✨😇❤️
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۴.۵k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط