{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part:،۲۰۴
ته : نه نه من فقط میخواستم شاد باشی فکر نمیکردم کار به اینجا بکشه
لارا : میبینی که کشیده(بغض)
ته : لارا اینجوری نکن
لارا : ولم کن بابا (بلند میشه بره)
ته : کجا میری
لارا : جهنم ته ته جهنم فهمیدی
ته : لارا (دستشو میگیره و میکشه)
لارا : ولم کن(بغض)
ته : لارا من بدون تو نمیتونم
لارا : پس چرا انقد اذیتم میکنی(گریه)
ته : ببخشید
لارا : همیشه همین کارو میکنی هر کار میخوای میکنی بعد میگی ببخشید نمیبخشمت دستمو ول کننن(گریه میکنه و دستشو میکشه)
ته : لارا اینجوری نکن خواهش میکنم(بغلش میکنه)
لارا : ولم کننن(جیغ میکشه و گریه میکنه)
ته : (فقط با بغض به لارا تو بغلش نگا میکنه)
لارا : اصلا واسه چی آوردیم اینجا چیو میخوای سابت کنی ولم کن میخوام برم خونه (گریه)
ته : لارا قشنگم ببین من بدون تو نمیتونم حتا یه لحظه بدون تو هم نمیشه لارا یه بار دیگه فقط یه بار دیگه بهم فرصت بده فرصت جبران کردن لارا
لارا : اگه دوباره منو ول کنی چی منو بشکنی چی تهیونگ من دیگه نمیتونم(گریه و هق هق )
ته : نه نمیکنم هیچ کدوم این کارا رو نمیکنم
لارا : ق...قول..میدی
ته : اوهوم
لارا : باشه
ته : دیگه گریه نکن خب؟
لارا : باشه
ته : (آروم صورتشو به لارا نزدیک میکنه و میبوستش)
لارا : (همراهی میکنه)
ته : دیگه هیچ وقت اذیتت نمیکنم
لارا : ولی من هنوز عصبانیم
ته : باشه
لارا: من بستنی میخوام
ته : آلا بیا برات بگیرم نه چیز آلا نه ببخشید
لارا : باشه بیااااا
ویو عمارت
سوبین : آهههههه مردم از خستگی
هانی : منم همینطور کلی جلسه داشتیم
سوبین : اندازه سه یا شاید چهار سال پرونده حل کردم
۶هانی : تا کارای لارا و تهیونگو هم کردم
سوبین : آههههه گردنمم
کوک : کیم تهیونگ عوضی منو فرستاد شرکت خودش با عشقش رفتن عشقوحال
هانی : آههههه ما حتا یه مسافرتم نتونستیم تو تعطیلات بریممممم
سوبین : دقیقا
مادام : بچه ها اومدین
سوبین : سلام مامانا
مادرته : اوه سلام عزیزام
مادام : تهیونگو لارا نیومدن
کوک : نوچ
مادرته : عجب مهم نیست آشتی کنن همین بسه
مادام : دقیقا
مادرته : الکس چرا نیومده شامم دیگه حاضره
مادام : بهش زنگ زدم اما جواب نداد
سوبین : بزارین منم زنگ بزنم
چند مین بعد
سوبین : چرا جواب نمیدههه(داد میزنه)
مادام : دخترم نگران نباش
کوک : آههه یکی خفش کن سیم این کو از برق بکشیدش خفهشه
دیدگاه ها (۰)

Part:205سوبین : آهههههههمادام : عزیزم حتما کاری براش پیش اوم...

Part:206الکس : چرا ته : کارت داریم الکس : باش کوک ؛ تو کجاسو...

Part:203ژانگ : ببین اینارو اینجا بزارسوبین : باشه ولی این هم...

Part:202ویو فردا صبح تهیونگ : مامامادر ته : چیه تهیونگ : من ...

آبنبات تلخ

Part:216کوک : ولی باید خیلییی اذیتش کنیمسوبین : درباره چی حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط