{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part:206
الکس : چرا
ته : کارت داریم
الکس : باش
کوک ؛ تو کجا
سوبین : اذیتش میکنین
الکس: بیخیال برو بشین بچه نیستم که
سوبین : نخوام
لارا : سوبینااا بیا این طرف
سوبین : یه تار مو ازش کم شه ها.
کوک : نترس بابا
الکس : دیگه دیگه
ته : گمشو بیا
دیو سه نفرشون تو اتاق
ته : تیر خوردی یا که چی
الکس : منظورت چیه(خنده)
کوک : بوی خون میدی رو لباست لکه خونه رنگت پریده وقتی سوبین پرید بغلت شل بغلش کردی و گفتی آخ قشنگ معلومه خون از دست دادی
الکس : نه اشتباه میکنی به یکی از مخفیگاه حمله شده بود منم رفتم اونجا چندتا تیر زدیم خوت پاشید روم و آه نخوابیدم
کوک : واقعا پس ببینیم
الکس : هعی هعی برو کنار
ته : باشه بعدا نمیری ما گردن نمیگیریم
سوبین : (جیغغغغ)
الکس: صدای سوبینه
الکس ؛ چیشده سوبین
سوبین ؛ م..مامان
الکس : مامانم چی کوش کجاست رفته اتاق جواب نمیده (گریه)
الکس : مامان (عربده)
الکس : با پا رفتم تو در اتاق پر دود بود مامانم کف اتاق بود بیهوش بغلش کردمو بردمش
‌ویو بیمارستان
الکس : دکتر مامانم چیشد
دکتر : خب پلیسا گقتن دودی که تو اتاق بوده سمی بوده و از طریق هواکش وارد شده یعنی از قصد واردش کردن مادام هم که تومور دارن تحت این د‌ود از حال رفتن و آسیب دیدن ممکنه زودتر از چیزی که گفتیم فوت کنن
الکس : عوضی چی میگی
مادرته : آروم باش
دکتر : من میرم پیش بیمار
الکس ؛ یعنی چی از قصد مسموم شده چی میگه اصلا واسه چی رفته تو اتاق
سوبین : م...من..از..ش..خواستم
الکس : چی چرا چرا مامانمو فرستادی اونجا(عربده)
سوبین : نمیدونستم تو اتاق دوده سرم گیج رفت مامانی هم رفت قرصمو بیاره دیگه نیومد ب...بعدش..من رفتم پیش بعدم .....خ..خب..اونجوری شد
الکس : از قصد کردی نه میخواستی بمیره نه(عربده)
سوبین ؛ ن...نه...بخدا نه چرا باید بخوام بمیره
الکس : همش نقشه بود نه میخواستین مامانمو بکشین بعدش خودمو نه سوبین تو تو ازم سواستفاده کردی واسه خوانوادت
سوبین : نه (گریه )
الکس: ببین حرومزاده میکشمت
مادرته : الکس آروم باش
هانی : چخبره
الکس : همتون گمشید عوضیا بهتون اعتماد کردم همش تقصیر شماست
ته : چی گوه میخوری
لارا : سوبین آروم باش چخبره
الکس ؛ همچیو فهمیدم گمشین دیگهنبینمتون
کوک : هعی ما کاری نکردیم
الکس : سیکتیر بابا
س‌وبین : الکس من کاری نکردم ( میره دستشو میگره با گریه)
الکس : گمش‌و (سوبین‌و هل میده)
دیدگاه ها (۰)

Part:،۲۰۷الکس : گمشو (سوبین‌ محکم هل میده)سوبین : آخ (میوفته...

بعد مدت ها سلام بلاخره اکانتم از مسدودیت در اومد بخاطر یه حر...

Part:205سوبین : آهههههههمادام : عزیزم حتما کاری براش پیش اوم...

Part:،۲۰۴ته : نه نه من فقط میخواستم شاد باشی فکر نمیکردم کار...

آبنبات تلخ

Part:186آجوما : منظورت چیهکوک : چیه دروغ میگم از وقتی دختر خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط