{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part:205
سوبین : آههههههه
مادام : عزیزم حتما کاری براش پیش اومده
مادرته : خب ببینین
لارا : سلاممممم
هانی : عه برگشتین
ته : اوهوم
کوک : آشتیم کردن
لارا : اوهوم
سوبین : آهههههعع(جیغ میکشه)
ته : این چشه
کوک : الکس
ته : آها
ویو الکس
الکس : همتون خنگین فقط چند روز کارارو به خودتون سپردم احمقا
نگه: ببخشید قربان
الکس : ببخشید قربان ای مرض
نگه۱: بابا رئیس چیکار کنیم خو
الکس : هوففف خفه شین ریدین تو اعصابم
نگه: رئیس همشونو گرفتیم
الکس : خوبه
نگه۱: رئیس دستتون
الکس : دستم؟(به دستش نگا میکنه)
نگه ۱ : تیر خوردین
الکس : مهم نی برام لباس بیار میخوام برم مشکی باشن یه پارچه هم بده
نگه : چشم
الکس : لباسامو در آوردمو تیرو با زور در آوردم خون زیادی ازش میومد ولی دیرم شده بود پس بیخیالش شدمو فقط با یه باند محکم بستمش لباسامو پوشیدمو رفتم
ویو عمارت
لارا : وای سوبین
سوبین : چرا جوابمو نمیده چرااا خودم میکشمش
ته : آه سرم مثل کلاغ فقط زرزر میکنه
هانی ؛ هوففف قشنگم آروم باش دیگه
زینگگگ
مادام : من باز میکنم
مادام : اوه الکس
الکس : هلوو
مادام : پسرم چرا رنگت پریده عرق کردی
الکس : کلی کار. کردم بابا اصلا نخوابیدم
مادام : اوخودا پسرکم
الکس ؛ کم لوسم کن ننه
مادام ؛ سوبین میکشتت
الکس : خیلی عصبیه
مادام ؛ اوه اندازه نداره
الکس : آههه
مادرته : کیه مادا
مادام : سرور گمشده
سوبین : الکسه
مادام : اوهوم
الکس : های
سوبین : الکسسس(میپره بغلش )
الکس : (یه آخ ریز میگه و بغلش میکنه)
سوبین : خوبی؟
الکس : اوهوم
سوبین : چرا جوابمو نمادینی
الکس : ببخشید
کوک : ته(آروم دم گوشش)
ته : منم فهمیدم حالش خوب نیست
کوک : پس صداش میکنم بریم
ته : حله
کوک : هوی پخمه
الکس : خودتی
کوک ؛ آلا بیا
دیدگاه ها (۰)

Part:206الکس : چرا ته : کارت داریم الکس : باش کوک ؛ تو کجاسو...

Part:،۲۰۷الکس : گمشو (سوبین‌ محکم هل میده)سوبین : آخ (میوفته...

Part:،۲۰۴ته : نه نه من فقط میخواستم شاد باشی فکر نمیکردم کار...

Part:203ژانگ : ببین اینارو اینجا بزارسوبین : باشه ولی این هم...

آبنبات تلخ

Part:216کوک : ولی باید خیلییی اذیتش کنیمسوبین : درباره چی حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط