{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اصیل زاده پارت=5

اصیل زاده پارت=5


ویو ات

ات= اخیش بالا خره کلاسامون تموم شد
بل=اره خیلی خسته کننده بود
که یهو دیدیم دراکو با چند تا پسر داره میاد سمتمون
دراکو =سلام دخترا
ات و بل= سلام
دراکو= بچه ها می‌خوام دوستامو بهتون معرفی کنم متیو تئو تام لورنزو ریگلوس و بیلیز
همه ی پسرا سلام کردن
ات و بل هم سلام کردن و تا وقت ناهار باهم حرف زدن تقریبا صمیمی شدن و پسرا بیشتر با ات صمیمی شدن ات و بل هم از پسرا خوششون اومد

(پرش زمانی به خوابگاه)

همه داخل سالن مشغول کاری بودند که ویکتور اومد روی مبل کنار ات نشست و باهم مشغول حرف زدن شدن
ویکتور= سلام میتونم بشینم
ات =البته
ویکتور= من ویکتور کرامم و شما
ات =منم ات مک گونگالم
ویکتور =از آشنایی با شما خوشبختم
ات =همچنین
ویکتور =میتونم راحت صحبت کنم
ات= اره راحت باش
ویکتور =باشه ات به ورزشی علاقه داری
ات =من به بوکس علاقه دارم برای یاد گیری ولی به کوییدیچ برای دیدن چون ورزش خیلی باحالیه ولی من توش افتضاحم فقط سه چهار بار تونستم اون توپو بگیرم تازه ویکتور من طرفدارتم
ویکتور= واقعا باعث افتخاره همچین طرفدار زیبایی داشته باشم
ات= ممنونم ویکتور
ویکتور= پس دوست داری با من تمرین کنی
ات= راست میگی واقعا این کارو می‌کنی
ویکتور= البته چرا که نه
ات =ممنونم کی میتونیم شروع کنیم
ویکتور =هر وقت تو بخوای
ات= فردا چطوره
ویکتور= عالیه
ات =ولی ویکتور تو باید برای مسابقه تمرین کنی
ویکتور= اون رو هم انجام میدم
ات= خسته نمیشی میخوای برایش برای یه وقت دیگه
ویکتور =معلومه که خسته نمیشم
ات =باشه پس فقط هفته ای یه بار تمرین میکنیم قبوله
ویکتور= قبوله
ات =خوبه
ویکتور =لبخند
و تا خاموشی این دو باهم حرف زدند و در گوشه ی سالن بعضی ها حسودی می‌کردند


چطور بود نظرتون برام خیلی مهمه لایک یادتون نره ببخشید برای تاخیر ❤️
دیدگاه ها (۰)

بچه ها فیک یه ادامه داشت که اون حذف شد و الان دوباره میزارمش...

سلام بچه ها من بالا خره بعد از یه مدت طولانی در خدمت شما هست...

سناریو درخواستی وقتی ورزش مورد علاقه اشون رو به ما اموزش مید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط