بچه ها فیک یه ادامه داشت که اون حذف شد و الان دوباره میزا
بچه ها فیک یه ادامه داشت که اون حذف شد و الان دوباره میزارمش
اصیل زاده ادامه ی پارت ۳
(ویو دراکو)
با پسرا روی میز غذا نشسته بودیم و درمورد اینکه تعطیلات چیکار کردیم حرف میزدیم ولی من یه لحظه حواسم به اون دوتا دختر که کنار در وایساده بودن پرت شد یکیش لباسش کامل صورتی بود ولی اون یکی برعکس کاملا متفاوت بود لباسش کامل سیاه بود اهمیت ندادم و دوباره مشغول حرف زدن با پسرا شدم که یهو دامبلدور شروع به حرف زدن درباره این که امسال مهمان هایی داریم که آقای فیلیچ اومد داخل و چیزی داخل گوش دامبلدور گفت که دامبلدور اون حرف و تکرار کرد دامبلدور=مهمان ها رسیدند
که یهو چند تا دختر با رقص وارد شدن و بعدش تیم کوییدیچ بلغارستان اومد. دوباره دامبلدور گفت=هنوز دو مهمان دیگر هم داریم بل مک گونگال دختری خوش پوش خوش رو و خوشگل و مهمان آخر ات مک گونگال
مسخره بود چرا باید دوتا مک گونگال داخل اسلیترین باشه
پرش زمانی به خوابگاه
تصمیم گرفتم با تئو و متیو برم پیش اون دختره چون اون یکی سرش شلوغ بود (منظورش بل) وقتی اومد پایین رفتیم سمتش ازش پرسیدم که چرا یه مک گونگال باید داخل اسلیترین باشه و واقعا انتظار جوابش رو نداشتم ات=گوه خوریش به تو نیومده
هم من هم تئو و متیو تعجب کردیم بعدش گفتم فقط صبر کن پدرم لوسیوس مالفوی از این قضیه خبر دار بشه که یهو دختر گفت=فکر نمیکردم خاله نارسیسیا همچین پسر لوسی رو بزرگ کرده باشه
شوکه شدم که رفت بعدش از اون یکی دختر پرسیدم و اون قضیه رو برام تعریف کرد واقعا خیلی تعجب کرده بودم ما چطور میتونستیم با هم فامیل باشیم
پرش زمانی به صبح
رفتم سمت ان و بل و بهشون صبح بخیر گفتم بل جوابمو داد ولی ات گفت=شما از کی صمیمی شدین و بل براش توضیح داد رفتیم سالن غذا خوری که یهو الیور گفت= بخاطر دیشب ببخشید
ورفت بعدش ات برای بل توضیح داد که چی شده
چطوره؟؟؟
اصیل زاده ادامه ی پارت ۳
(ویو دراکو)
با پسرا روی میز غذا نشسته بودیم و درمورد اینکه تعطیلات چیکار کردیم حرف میزدیم ولی من یه لحظه حواسم به اون دوتا دختر که کنار در وایساده بودن پرت شد یکیش لباسش کامل صورتی بود ولی اون یکی برعکس کاملا متفاوت بود لباسش کامل سیاه بود اهمیت ندادم و دوباره مشغول حرف زدن با پسرا شدم که یهو دامبلدور شروع به حرف زدن درباره این که امسال مهمان هایی داریم که آقای فیلیچ اومد داخل و چیزی داخل گوش دامبلدور گفت که دامبلدور اون حرف و تکرار کرد دامبلدور=مهمان ها رسیدند
که یهو چند تا دختر با رقص وارد شدن و بعدش تیم کوییدیچ بلغارستان اومد. دوباره دامبلدور گفت=هنوز دو مهمان دیگر هم داریم بل مک گونگال دختری خوش پوش خوش رو و خوشگل و مهمان آخر ات مک گونگال
مسخره بود چرا باید دوتا مک گونگال داخل اسلیترین باشه
پرش زمانی به خوابگاه
تصمیم گرفتم با تئو و متیو برم پیش اون دختره چون اون یکی سرش شلوغ بود (منظورش بل) وقتی اومد پایین رفتیم سمتش ازش پرسیدم که چرا یه مک گونگال باید داخل اسلیترین باشه و واقعا انتظار جوابش رو نداشتم ات=گوه خوریش به تو نیومده
هم من هم تئو و متیو تعجب کردیم بعدش گفتم فقط صبر کن پدرم لوسیوس مالفوی از این قضیه خبر دار بشه که یهو دختر گفت=فکر نمیکردم خاله نارسیسیا همچین پسر لوسی رو بزرگ کرده باشه
شوکه شدم که رفت بعدش از اون یکی دختر پرسیدم و اون قضیه رو برام تعریف کرد واقعا خیلی تعجب کرده بودم ما چطور میتونستیم با هم فامیل باشیم
پرش زمانی به صبح
رفتم سمت ان و بل و بهشون صبح بخیر گفتم بل جوابمو داد ولی ات گفت=شما از کی صمیمی شدین و بل براش توضیح داد رفتیم سالن غذا خوری که یهو الیور گفت= بخاطر دیشب ببخشید
ورفت بعدش ات برای بل توضیح داد که چی شده
چطوره؟؟؟
- ۱.۵k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط