{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صافی آب مرا یادتو انداخت...رفیق...

صافی آب مرا یادتو انداخت...رفیق...
تو دلت سبز...
لبت سرخ...
چراغت روشن...
چرخ روزیت همیشه چرخان...
نفست داغ...
تنت گرم...
دعایت با من...

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۱)

من از اونام که پتو روم باشه گرمم میشه، روم نباشه خوابم نمیبر...

هرکسی از یار چیزی خواستبه هنگام وصالمن به محض دیدن اوخاطرش ر...

💙کاش دورانمان کمی عقب‌تر بودمثلا یک قرن!من چادرِ گلدار سرَم ...

معامله p9جونگ‌کوک بعد از رفتن تهیونگ، مستقیم به حمام رفت.شیر...

خداوندا! چگونه دیدی و خاموش ماندی در تماشایشکستن‌های گل در ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط