{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تمام_ناتمام_منM

#تمام_ناتمام_منM
یکباره برگشته بودند
همه ی بارهایی که تو را دیده بودم
ایستگاه شلوغ بود و من
از همه ی واگن ها پیاده شدم
چون لشگری تشنه
که ناگهان
رودخانه اش را پیدا کند...
دیدگاه ها (۱)

#تمام_ناتمام_منMبه گامهای کَسان،می برم گمان که تویی ..دلم زِ...

#تمام_ناتمام_منM خنده‌اش اثر توت را دارد وقلبم یک پیراهن سفی...

#تمام_ناتمام_منMهیچ‌ نیمه‌گمشده‌ای وجود ندارد؛ تنها چیزی که ...

#تمام_ناتمام_منM یه افسانه‌ی ژاپنی هست که طبق اون اشیائ شکست...

࣪                    정나마라࣪     :࣪ خوشگلا ببینید کی...

#خورشیدوماه 🌙☀️part=1توی ایستگاه اتوبوس نشسته بودم تا با اتو...

اسم:زیر یک اسمانقسمت ۱۲: استراحت اجباریایزوکو با جعبه‌ی کمک‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط