دخترک شاکی نزد قاضی رفت...
دخترک شاکی نزد قاضی رفت...
معترض از تجاوز دوست پسرش بود...
به دستور قاضی نخ و سوزنی آوردند!
نخ در دستِ قاضی و سوزن در دستِ دختر بود
قاضی به راحتی نخ را داخل سوزن کرد...
سپس نخ را به دختر داد و سوزن در دست خودش...
دختر هرگاه خواست نخ را داخلِ سوزن کند قاضی سوزن را تکان میداد و مانع میشد!!
قاضی به دختر گفت: چرا سوزن را نخ نمیکنی؟؟؟
دختر گفت: خُب تو نمیذاری ی ی!!!
قاضی گفت: خُب تو هم نمیذاشتی عنتر خانووم!! 😶 😶 😂 😂
" کلید اسرار ، این قسمت: قاضی حرومزاده" 😂 👍 🏻
معترض از تجاوز دوست پسرش بود...
به دستور قاضی نخ و سوزنی آوردند!
نخ در دستِ قاضی و سوزن در دستِ دختر بود
قاضی به راحتی نخ را داخل سوزن کرد...
سپس نخ را به دختر داد و سوزن در دست خودش...
دختر هرگاه خواست نخ را داخلِ سوزن کند قاضی سوزن را تکان میداد و مانع میشد!!
قاضی به دختر گفت: چرا سوزن را نخ نمیکنی؟؟؟
دختر گفت: خُب تو نمیذاری ی ی!!!
قاضی گفت: خُب تو هم نمیذاشتی عنتر خانووم!! 😶 😶 😂 😂
" کلید اسرار ، این قسمت: قاضی حرومزاده" 😂 👍 🏻
- ۲.۱k
- ۲۸ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط