{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت
کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید
و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست
دیدگاه ها (۳)

«سکوت» و «لبخند» دو ابزار قدرتمندند...«لبخند» راهی است، برای...

انــســان ها به میزان "حقارتشان" "توهین" میکنند. به میزان ...

خداوند در مورد آفرینش کوه‌ها می‌فرماید:‌‌ «آیا ما زمین را مح...

سه چیز مهم !سه چیز را با احتیاط بردار : قدم, قلم, قسمسه چیز ...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم : به محرمات علاقه و ک...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

معرفی رمان

اسم: رقص در لبه ی پرتگاهپارت سوم«پایانی» دعوا بالا گرفت. فری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط