من که در قفس زندگی خاموش مانده ام
من که در قفس زندگی خاموش مانده ام
من که با شب همخانه بودم
من که ساکن کویر خشک تنهایی بودم
من که آسمان ابری و بی ستاره بودم
من که آتشفشانی خاموش بودم
به شراره های نگاه تو بود که قفس شکستم . نور را دیدم. ستاره را لمس کردم. و چون چشمه شاداب شدم
نگاهت را ار من مگیر که بی تو هیچ ندارم
من که با شب همخانه بودم
من که ساکن کویر خشک تنهایی بودم
من که آسمان ابری و بی ستاره بودم
من که آتشفشانی خاموش بودم
به شراره های نگاه تو بود که قفس شکستم . نور را دیدم. ستاره را لمس کردم. و چون چشمه شاداب شدم
نگاهت را ار من مگیر که بی تو هیچ ندارم
- ۳۹۶
- ۲۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط