{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر بامداد تا نور مهر می دمد از کوه های دور

هر بامداد تا نور مهر می دمد از کوه های دور
من بال می گشایم، چابک تر از نسیم
پیغام صبحدم را
با شعرهای روشن
پرواز می دهم
انبوه خفتگان را
با نغمه های شیرین
آواز می دهم

از نور حرف می زنم، از نور
از جان زنده، از نفس تازه، از غرور

اما در ازدحام خیابان
گم می شود صدای من و نغمه های من

گویند این و آن:
"خود را از این تکاپوی بیهوده وارهان! "
بی حاصل است این همه فریاد
در گوش های کر!
دیوانه حرف می زند از نور
با موش های کور...!

بیگانه با تمامی این حرف های سرد
من، همچنان صبور
با عشق، شوق، شور
انبوه خفتگان را
آواز می دهم.
پیغام صبحدم را
پرواز می دهم
هر سو که می روم
در گوش این و آن
حتی در ازدحام خیابان
از نور حرف می زنم،
از نور ..

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۴)

o ostorhe:فقط چند روز مانده تا بی مهری. اما مهر را بر سر آبا...

✅ فواید درمانی خوراکی ها لمس کنید شف ضرر نداره بخدا👈 👈 -...

زندگی، آبتنی کردن در این رود استوقت رفتن به همان عریانی؛ که ...

الهی !!! امروز...روز خوب چهار شنبه است در این روز مهربانا......

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

از ترس تا اعتمادpart: 2 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط