{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل آفتابگـردان را گفتند: چرا شب ها سرت را پایین می اندازی

گل آفتابگـردان را گفتند: چرا شب ها سرت را پایین می اندازی؟ گفت: ستاره چشمک میزند ، نمیخواهم خیانت کنم 
بقیه گلها خندیدند و گفتند: احمق را ببین به خورشیدی دل بسته که هروز به هزاران کس می تابد
گل آفتابگردان گفت:من نمیخواهم به دوست داشتن دل خودم خیانت کنم نه خورشید
ستاره ها را همیشه می شود دید 🌷
دیدگاه ها (۱)

آرزویم این استمیان انسان هایی که می دوند برای زنده بودنآرام ...

تا مدتها ، اشتباه تو این بود که اغلب به آنچه بین ما ناگفته م...

آدم ها در مقابل مورچه ای که توی لیوان آبشان می افتد، برخورده...

خیلی سخته که آدم ساعتها بشینه و به حرفهایی فکر کنهکه هیچوقت ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

پارت ۲۷: زنجیرهایِ سرد، کلماتِ هراساناتاقِ مسترِ عمارت، با آ...

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

فیک : بین راندها

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁶آتشی که از کلام من دامن دیگران را می‌گیرد؛اول ...

گل آفتابگردان را گفتند: چرا شبها سرت را پایین می اندازی؟ گفت...

گل آفتابگردان را گفتند: ...

گل آفتابگردان را گفتند: چرا شبها سرت را پایین می اندازی؟ گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط