{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت¹


طبق عادت هرشب وقتی از خواب بودن خوانوادم ‌مطمئن شدم
آروم از خونه زدم بیرون

وقتی رسیدم کنار رود
آروم و شاد شروع به درآوردن لباسام کردم
از خودم و اندامم راضی بودم
قد بلند
چشم و ابرو مشکی
موهای فر مشکی
لبخندی به اعتماد بنفس خودم
آروم پام و گذاشتم تو آب خنک
نفس عمیقی کشیدم خودم بیشتر به آب سپردم

تو آرامش آب غرق بودم که صدای شکستن شاخه‌ای اومد
ترسیده از آب اومدم بیرون و دور و اطراف
نگاه کردم
هرچقدر نگاه کردم چیزی نبود
نمیدونم شایدم توهم بوده

دوباره رفتم تو آب ولی فکرم پیش شاخه‌‌ی شکسته بود
آروم سرم و از آب آوردم بیرون و دوباره اطراف نگاه کردم
همونطور که نگاهم به همه جا بود
متوجه سایه‌ای شدم

برای اینکه متوجه‌ بشم توهمه یا نه
رفتم زیر آب و دوباره اومدم رو آب

ولی اون سایه دیگه اونجا نبود
نفس عمیقی کشیدم و فهمیدم توهمه

از آب اومدم بیرون و آروم لباسام و پوشیدم
و راه افتادم سمت خونه

ولی...
دیدگاه ها (۱)

پارت²با نور آفتاب چشمام و باز کردمبوی املت کل خونه‌رو برداشت...

پارت³نمیدونم چی تو ذهنم میگذشت ولی با نهایت سرعت از خونه خار...

نام رمان:آساژانر:عاشقانه،فانتزی،روانشناسی،رشدخلاصه:وقتی آسا ...

مافیایه عشق P:17بعد از بیرون رفتنش به سختی از تخت پایین اومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط