{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا باور کن

مرا باور کن
پارت 40
دلبر
ساعت طرفایه 7 صبح بود که ریاء شروع کرد به جیق زدن
هرچه تکونش می دادم جوابم نمی داد
- ریاء عزیزم این یه خوابه چشاتو باز کن
هرچه باهاش حرف میزنم فایده نداره فقط دستاشو روی گوشاش گذاشته و جیق میزنه
تنها راه حل این بود یه سیلی بهش زدم ولی هنوز جیق میزنه دوباره یه سیلی محکمی زدم که جیق بلندی زد و از حال رفت
وااااای خدا نکنه مرد
خواستم از تخت بلند بشم و برم بیرون که در اتاق باز شد و دانیال و تیاء اومدن داخل
دانیال تا ریاء رو دید فکر کنم فهمید قضیه چیه چون تو چشمام اشک جمع شده بود
ریاء رو بلند کرد و اونو به بیمارستان برد من نتونستم باهاش برم تیاء باهاش رفت
تیاء:
دانیال خیلی نگرانه ریاء بود چون تو ماشین با سرعت زیادی رانندگی می‌کرد
الان هم منتطره دکتر ریاء بیاد تا ببینیم...
بعد از نیم ساعت دکتر اومد یه زنه تپلی بود ولی قیافه اش خیلی با مزه
+ببخشید شما با خانم ها ریاء نیکی هستید
_بله
+چه نسبتی باهاشون دارید
_ من دخترم عموشم اونم (به دانیال اشاره کردم)پسر خاله اش
دانیال نمی تونست حرف بزنه آخه حالش خیلی بد بود روی میز نشسته بود و با دستش هی تو موهاش چنگ میزنه
- خانم دکتر بمون بگو حال ریاء چطوره؟
+ چیزشون نیست فقط فشارشون خیلی پایین اومده
- کی مرخص میشه؟
+ اگه سرمش تموم شد مرخصه
- مرسی خانم دکتر
و از پیشمون رفت
پیش دانیال نشستم و بهش خیره شدم آخه هی دستشو تو موهاش میزاره الان موهاش میریزن
دستشو گرفتم که با تعجب به من نگاه میکنه
- میشه دیگه به موهات دست نزنی
دانیال - اونوقت چرا
- چون اگه هی به موهات چنگ بزنی کچل میشی و اگه کچل میش دیگه هیچ دختری عاشقت نمیشه و ازدواج نمیکنی
دانیال - تیاء حتی اگه کچل شدم خیلی ها هستن که با کچل بودنم راضی ان
- دانیال بخدا...........
دانیال--بخدا چی.؟؟....
پرستار- خانم ریاء سرمشون تموم شد می تونن مرخص شن
****************
.................. ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۲)

مرا باور کنپارت 39ریاءتوی آشپز خونه ی عمارت نشسته بودم و داش...

مافیای من.......

پسر ترد شده 7

part 19تهیونگ که هنوزم نتونسته بود چشم از آلینا برداره و زل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط