{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 19

part 19






تهیونگ که هنوزم نتونسته بود چشم از آلینا برداره و زل زده بود بهش و حواسش بود تا چیزی اذیتش نکنه متوجه شد که موهای بلند آلینا که تقریبا تا پایین کمرش میرسیدن مدام میریختن توی صورتش و هر چند لحظه یکبار مجبور میشد اونارو از صورتش کنار بزنه و با دست بخیه خورده براش سخت بود و به خاطر اتفاقات دیشب موهاش پریشون و بهم ریخته بود؛تهیونگ که دید داره اذیت میشه بلند شد و رفت از توی کشوی دراور یه شونه و یه کش مو برداشت و اومد نشست اون طرف آلینا.




تهیونگ« آلینا موهات اذیتت نمیکنن؟»

& یکم

تهیونگ«اجازه میدی شونه شون کنم؟»

&نه نمیخواد زحمت میشه

جیهوپ« مطمئن باش تهیونگ این کارو با لذت انجام میده آخه اون عاشق موهای بلنده»

جیمین«تازه بافت های که میزنه هم خوبه»

& واقعا؟

تهیونگ« آره من خودم می‌خوام»

&اگه این طوری پس.....باشه



تهیونگ که از این حرفش خوشحال شد چرخید به سمت آلینا و آلینا هم برگشت تا تهیونگ راحت تر کارشو انجام بده.


تهیونگ اول گره های موهاشو با دست باز کرد که موقع شونه کردن اذیت نشه بعد از پایین موهاش شروع کرد و آروم آروم شونه زد و هر از گاهی گره هارو با دستاش صاف میکرد؛
هر دسته از موهای که صاف میشدن مثل ابریشم بین دستای تهیونگ پخش میشدن و زیر نوری که از بیرون میتابید برق میزدن،بعد از اینکه موهاش رو شونه زد شونه رو گذاشت روی میز کناری.



جین«واو چقدر قشنگه موهات الان دارم دقت میکنم»

یونگی«رنگ موهات مثل موهای مامان خرمایی»


آلینا که از تعریف کردن موهاش لپاش گل انداخته بود گفت:


&مرسی


تهیونگ«خوب حالا میخوای ببافم؟»

&اگه میشه

تهیونگ«چرا نشه معلومه که میشه»




اینو گفت و با احتیاط موهاش رو به سه دسته تقسیم کرد و از بالای سرش شروع کرد یه بافت ساده زدن و حواسش بود که اذیتش نکنه و موهاش رو نکشه تقریبا بعد از چند دقیقه تموم شد و آخرش رو با که کش سفید همرنگ لباسش بست و موهاش رو آروم انداخت روی شونش تا ار آینه قدی روبه روش ببینه.



تهیونگ«خوب...چطور شد؟»



آلنیا اول توی آینه به خودش نگاه کرد و بعد آروم دستش رو کشید روی بافتش و با لبخندی که خودش هم حواسش نبود کی اومد روی صورتش روبه تهیونگ گفت:



&این...خیلی قشنگه ممنونم

تهیونگ«من که کاری نکردم موهای تو خودش قشنگن»

جونگکوک«واقعا موهای خوشگلی داری حسودیم شد»


آلینا از لحن جونگکوک خندش گرفت.


&نه در اون حدم قشنگ نیست فقط بلنده





ادامه دارد...



اینو بخونید الان یه پارت دیگه هم مینویسم میزارم قشنگام🦋
دیدگاه ها (۱۱)

مرسی دورتون بگردم🥹وایییی بالاخره ۱۰۰۰ تایی شدیم خیلی خوشحالم...

part 20عصر//همه توی سالن نشسته بودن و باهم از موضوعات مختلف ...

part 18تهیونگ«بنظر من که عالی میزنه»با حرفش آلینا از ذوق لبخ...

part 17جونگکوک همونطور که دست آلینا رو گرفته بود وارد استودی...

p35سکوت سنگینی توی سالن افتاده بود. جونگکوک با اخم به الکس ن...

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط