{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساغرم بشکسته ساقی،خم بده تا سر کشم

ساغرم بشکسته ساقی،خم بده تا سر کشم
مست و لایعقل شوم،دل از دل ودلبر کشم

خم بده تا سرکشم،پیمانه پاسخگو که نیست
مست کن جان مرا ، تا درد را کمتر کشم

خم بده ساقی چرا با من دلت همراه نیست
موعظه بس کن،مکن آتش براین منبر کشم

ساقیا "می"را به "اجزای"تنم "آغشته" کن
آنقدر آغشته کن،آغشته کن تا پرکشم

لطف میکن'می' رسان،خم را بده تا سر کشم
یا که منت می روم برساقی دیگر کشم

دیدگاه ها (۱)

زندگی آهسته تر من خسته امکوله بار پاره ام را بسته امزخم پایم...

شبها که بی تو پلک غزل بسته می شوداز لحظه های بی تو دلم خسته ...

آنچنان ذهن من از خواستنت سرشار استکه شب از یاد تو تا وقت سحر...

روی پیشانی بختم خط به خط چین دیده امبس که خود را در دل آیینه...

ساغرم بشکسته ساقی،خم بده تا سر کشممست و لایعقل شوم،دل از دل ...

ساغرم بشکسته ساقی،خم بده تا سر کشممست و لایعقل شوم،دل از دل ...

ساغرم بشکسته ساقی،خم بده تا سر کشممست و لایعقل شوم،دل از دل ...

ساغرم بشکسته ساقی،خم بده تا سر کشممست و لایعقل شوم،دل از دل ...

ساغرم بشکسته ساقی،خم بده تا سر کشممست و لایعقل شوم،دل از دل ...

ساغرم بشکسته ساقی،خم بده تا سر کشممست و لایعقل شوم،دل از دل ...

ساغرم بشکسته ساقی،خم بده تا سر کشممست و لایعقل شوم دل از دل ...

ساقی مسعود درویش

ساغرم بشکسته ساقی، خم بده تا سر کِشممست و لایعقل شوم، دل از ...

ساغرم بشکسته ساقی، خم بده تا سر کِشم مست و لایعقل شوم، دل از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط