{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و تازه می فهمم

و تازه می فهمم
که برف خستگی خداست
آن قدر که حس می کنی
پاک کنش را برداشته
می کشد
روی نام من
روی تمام خیابان ها
خاطره ها...

دلم برف میخواد...
دیدگاه ها (۱)

مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه میخواهی مرا دیوانه چون مجنو...

تسبیحی بافته ام.، نه از سنگ... نه از چوب... نه از مروارید......

هر شب شاممان را با هم می خوریم یکی از لباس هایت هنوز نرفته ا...

کمی جلوتر بیا می خواهم از سوراخ پیشانی ات تاریخ را تماشا کنم...

پرده نشین

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی،  باز  همانم که هما...

part6: دستی به پیشونیش و موهای بور جلوی چشمش کشید و با کلافگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط