{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطراتت را سوزاندم

خاطراتت را سوزاندم
خاکسترش را
در ظرفی سفالی ریخته ام؛
هر شب که دلتنگت میشوم
مقداری از آن را در هوای اتاق رها میکنم
وتا صبح غرق رویای باتو بودن میشوم...

#سیاه_و_سفید#علیرضا_فرد
دیدگاه ها (۱)

به کجای دنیای بر می خورد؟؟؟

💐 🍃 🌿 🌸 🍃 🌾 🌼 🌸 🌸 🌸 🍃 🌺 🍂 👧 @girlyart 💕 بین خودمان بماند…اگ...

مهم نـــی

ظهر است و نور از پنجرهٔ سالن به درون پذیرایی می‌تابد و به ات...

پارت هشتم♦️💫روزهایِ بعد از آن اتفاق در راهرو، عمارتِ کیم برا...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط