chand Party:وقتی به بغلش وابسته ای ولی.......
chand Party:وقتی به بغلش وابسته ای ولی.......
یونگی:در هر صورت باید بخوری نمیخوام به اموالم اسیبی برسه
هانا: هوفففف یه جوری میگی اموالم انگار یه وسیله ای هستم که هی میگی اموالم اموالم
یونگی: حرف نزن و فقط صبحونت رو بخور
یونگی:دروغ چرا دلم میخواست همین الان تو بغلم بگیرمش و فقط بخوابم این چند روز نتونسته بودم بخوابم و حسابی دلم براش تنگ شده بود ولی باید تنبیه میشد پس.....
هانا: چند تا لقمه رو به زور خوردم واقعا اشتهام کور شده بود منی که وقتی با یونگی هیچ دعوایی نداشتیم عین گاو میوفتادم به جون میز ولی الان ........
یونگی:در هر صورت باید بخوری نمیخوام به اموالم اسیبی برسه
هانا: هوفففف یه جوری میگی اموالم انگار یه وسیله ای هستم که هی میگی اموالم اموالم
یونگی: حرف نزن و فقط صبحونت رو بخور
یونگی:دروغ چرا دلم میخواست همین الان تو بغلم بگیرمش و فقط بخوابم این چند روز نتونسته بودم بخوابم و حسابی دلم براش تنگ شده بود ولی باید تنبیه میشد پس.....
هانا: چند تا لقمه رو به زور خوردم واقعا اشتهام کور شده بود منی که وقتی با یونگی هیچ دعوایی نداشتیم عین گاو میوفتادم به جون میز ولی الان ........
- ۴.۹k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط