{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با ذوق،شیشه ی مه گرفته را،

با ذوق،شیشه ی مه گرفته را،

پاک کردم که برف را ببینم

دونفر،دست دردست،عاشقانه

روی برفها قدم میزدند،

آه،تمام تنم لرزید

باز حسرت نبودنت دلم را سوزاند

از برف هم متنفر شدم....
دیدگاه ها (۱)

1هیچ چیز سر جایش نیستمثلاً تویی کهالانزیرِ این باران باید کن...

چقدر دوست دارم جاهایی را کهوقتی مینشینی و نظاره میکنیبه تو م...

آذر یادش رفتهکه پاییز است !نمیبارد ..فقط یخ میزند !به گمانم ...

سرزده باشمثل برفی در اول آذرذوق مرگم کن با آمدنت💔 😔 ☝ ️

پارت 8

my love part 11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط