هرچه می کنم چهار خط برای تو بنویسم ,
هرچه می کنم چهار خط برای تو بنویسم ,
می بینم واژه هاخاک بر سر شده اند . . . .
هرچه می کنم چهار قدم بیایم ،
تا به دست هات برسم ،
زانوهام می خمد . . . .
نه این که فکر کنی خسته ام ،
نه . . . .
این که تاب راه رفتن نداشته باشم ،
نه . . . .
تا آخرش همین است . . . .
نگاهت به لرزه ام می اندازد . . . .
می بینم واژه هاخاک بر سر شده اند . . . .
هرچه می کنم چهار قدم بیایم ،
تا به دست هات برسم ،
زانوهام می خمد . . . .
نه این که فکر کنی خسته ام ،
نه . . . .
این که تاب راه رفتن نداشته باشم ،
نه . . . .
تا آخرش همین است . . . .
نگاهت به لرزه ام می اندازد . . . .
- ۱.۳k
- ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط