{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شـمـا نمـی دانـید چـه ام شـده اسـت . . . .

شـمـا نمـی دانـید چـه ام شـده اسـت . . . .

از کـوچـه پـس کوچـه هـای پشـت پنـجره تـان مـی گـذرم ,

و دلـم بـه انـدازه ی تمـام ظـرف هـای آشپـزخـانـه مـان شکـستـه اسـت . . . .

و شـمـا نمـی دانـید چـه ام شـُده اسـت . . . . !

دلـم بـه انـدازه ی نبـض تـن تمـام گـنجشـک هـا ,

حـوالی شمـا تـُند مـی تپـد . . . .

دلـم بـه انـدازه ی همـه ی کسـانـی ,

که بـرای رسیـدن بـه جایـی دیـرشان شـُده است ,

شـور می زنـد . . . . !

دلـم قـدر همـه ی تـا بـه حـال خـواستنـم ،

دیگـر تـو را نمـی خواهـد . . . .

و قـرار هـم نـیسـت ,

شـما بـفهمـید چـه ام شـُده اسـت . . . .
دیدگاه ها (۹)

کفشای کتانی ام را پوشیده ام ,راه اُفتاده ام در خیابانی که کا...

هرچه می کنم چهار خط برای تو بنویسم ,می بینم واژه هاخاک بر سر...

سلام...من دیگه باید از اینجا برم...خوش بحال اونایی که خوشحال...

دلمان خوش است که می نویسیم..... و دیگران می خوانند.... و ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط