خیانت

جیمین. دوباره گریش گرفت پاهاش سست شده بود نشست رو زمین. و دوباره شروع به گریه کرد
-منو ببخششش ات من..من نباید باهات اینکار رو میکردممم

فردا شب
مراسم خاک سپاری تموم شده بود ولی جیمین همونطور داشت رو قبر ات گریه میکرد و دوست صمیمی اش جیهوپ کنارش بود (علامت جیهوپ &)
&جیمین دیر وقته پاشو بریم
-خواهش میکنم بزار یکم دیگه بمونم تو اگه دوست داری برو
&بابا داداش الان تو حالت خوب نیست میزنی یه بلایی سر خودت میاری من از جام تکون نمی‌خورم تا تو هم بیای
-باشه میام یه چند دقیقه برو ماشین رو بیار تا اون‌موقع منم میام
&باش.... بوق زدم بیایا
-باش
...
...
...
-ات عشقم قول میدم زود میام پیشت
باشه؟ منتظرم بمونیا
...
دیدگاه ها (۰)

خیانت

بچه ها من دیگه زیاد نمیتونم اینجا مطلب بزارم 😭ولی تو آیدی دی...

خیانت.

بچه ها ببخشید نتم تموم شده دارم به مامانم اسرار میکنم که برا...

جیمین فیک زندگی پارت ۶۲#

جیمین فیک زندگی پارت ۹۴#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط