پارت
پارت ۵۷
جیمین: تحمل کن خانم کوچولو الان تموم میشه
ات: به خاطر توعه من دارم درد میکشم
جیمین: عه اگه اینطوره منم به خاطر تو داخل یه آتشم
ات: آتش.... من کی تو رو داخل یه اتش انداختم
جیمین: آتش عشق عزیزم تو با زیباییت مرو داخل این آتش انداختی
ات: خب اره 😏من خیلی خوشگلم 😏
جیمین: البته همش مال منه
ات : خب درموردش فکر میکنم
جیمین: مثل اینکه دوباره باید بکنمت تا بفهمی مال کی هستی
ات: باشه بابا شوخی کردم
جیمین: دیگه تکرار نشه
ات: چشم 😣
جیمین: حالا ناراحت نشو
ات: باشه
جیمین: حالا پشت کن میخوام زیپ لباستو باز
کنم
ات: باشه
ات بر میگرده و جیمین زیپ لباس رو باز میکنه
و ات دستاشو از تو استین کوتاه لباس بیرون اورد
جیمین همون لحظه دو تا دستاشو دور کمر ات میزاره و اونو به سمت بالا میکشه و ات از لباش بیرون کشیده میشه
ات: ججییممییننن 😡
جیمین: جانم
ات: خیلی منحرفی 😡
جیمین یه خنده کوتاه میکنه و ات رو از پشت بغل میکنه
جیمین: فقط برای تو ات فقط برای تو
برای اون بدن پرستیدنیت
اون پوست سفیدت
اون لبای قرمزت و خون قرمز و گرمت
ات: باشه جیمین فهمیدم عاشقمی🤭
جیمین: تحمل کن خانم کوچولو الان تموم میشه
ات: به خاطر توعه من دارم درد میکشم
جیمین: عه اگه اینطوره منم به خاطر تو داخل یه آتشم
ات: آتش.... من کی تو رو داخل یه اتش انداختم
جیمین: آتش عشق عزیزم تو با زیباییت مرو داخل این آتش انداختی
ات: خب اره 😏من خیلی خوشگلم 😏
جیمین: البته همش مال منه
ات : خب درموردش فکر میکنم
جیمین: مثل اینکه دوباره باید بکنمت تا بفهمی مال کی هستی
ات: باشه بابا شوخی کردم
جیمین: دیگه تکرار نشه
ات: چشم 😣
جیمین: حالا ناراحت نشو
ات: باشه
جیمین: حالا پشت کن میخوام زیپ لباستو باز
کنم
ات: باشه
ات بر میگرده و جیمین زیپ لباس رو باز میکنه
و ات دستاشو از تو استین کوتاه لباس بیرون اورد
جیمین همون لحظه دو تا دستاشو دور کمر ات میزاره و اونو به سمت بالا میکشه و ات از لباش بیرون کشیده میشه
ات: ججییممییننن 😡
جیمین: جانم
ات: خیلی منحرفی 😡
جیمین یه خنده کوتاه میکنه و ات رو از پشت بغل میکنه
جیمین: فقط برای تو ات فقط برای تو
برای اون بدن پرستیدنیت
اون پوست سفیدت
اون لبای قرمزت و خون قرمز و گرمت
ات: باشه جیمین فهمیدم عاشقمی🤭
- ۴۷۸
- ۱۲ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط