پارت ۶۱

پارت ۶۱

ات تصمیم میگیره دیگه حرف نزنه چون امید داشت که صبح فردا میتونه راحت مثل قبل صحبت کنه لارا تازه به خودش میاد و سعی
میکنه فرار کنه ولی پادشاه به سربازاش
دستور میده لارا رو دستگیر کنن و لارا الان تو زندان هست جیمین ات رو بغل میکنه
و میبره میزاره تو اتاق و ات رو میزاره روی تخت
ات لبه ی تخت میشینه و جیمین یه دفعه بغضش شکسته میشه و جلوی ات زانو میزنه
و سرشو میزاره روی پای ات و با صدای بلند گریه میکنه ات دستشو تو موهای جیمین حرکت میده

جیمین: هق ات ببخشید که... نتونستم ازت محافظت کنم هق فکر نمیکردم واقعا از اتاق بری بیرون فکر کردم بر میگردی..... گریه.....

ات میخواست با جیمین حرف بزنه ولی نمیتونست بعد از کلی فکر کردن فهمید
چطوری با جیمین ارتباط بگیره
شروع کرد تو ذهنش حرف زدن

ات: نگاه کن مرد گنده داره گریه میکنه زود باش گریه هاتو تموم کن لباسم خیس شد

جیمین سرشو از روی پای ات بر میداره و با چشمای خیسش به ات نگاه میکنه
ات با لبخند دستشو روی گونه جیمین میزاره
یه دفعه یه سیلی محکم به جیمین میزنه

ات: این واسه اینکه کارامو جدی نگرفتی حالا بیا بخوابیم
دیدگاه ها (۱۰۷)

هیونگ آزاری😂

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده تو و جیمین داشتید فیل...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

the lost leaves/رمان جیمین

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

÷ پرستار چی شده پرستار : مشخص نیست احتمال مردن همسرتون خیلی ...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط