{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدانم روزی تو مرا در آغوش خواهی گرفت . . .

میدانم روزی تو مرا در آغوش خواهی گرفت . . .
پشیمان و با چشمانی پر از اشک ، خودم را که نه ! عکسم را !
عکسی که در زیر آن نوشته شده ” چهل روز گذشت
دیدگاه ها (۲)

یک روز با یک ملافه ی سفید ب بازیگوشی هایم پایان میدهم.....

خوبماما...بیست سال زنانگےدر مغزم لخته شده است...خوبمامااز هو...

میدانم روزی تو مرا در آغوش خواهی گرفت . . .پشیمان و با چشمان...

بعضی غصه ها هیچ وقت از خاطر آدم پاک نمیشه...... بعضی زخمها ه...

یک روز دلتنگم خواهی شد...‌آن روز معنای داشتن کسی که هست اما ...

در نمازم خم ابروی تو .....

روزی که فلک از تو دور ساخت مراکسی با لب پر خنده ندیده است مر...

آن شب شیطان مرا در آغوش کشید و اشک ریخت ازم پرسید چرا گریه م...

#خدایا...به تو سپردم آنچه را کهنه در خِردم میگنجد،نه در توان...

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

🖤🏴 اربعینِ فراق؛ چهلمین روز داغی بزرگچهل روز گذشت...چهل روز ...

پارت ۱۵ ( پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط