{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت6
(ویو تهیونگ)
سر کلاس بودیم که معلم اومد گفت
معلم:بچه ها قرار هفته اینده روز یکشنبه شما رو ببرن اردو پس لطفا اماده باشید
بعد از درس دادن معلم زنگ ها خورد و رفتم خونه
(ویو راوی)
این هفته هم گذشت و امروز باید میرفتن اردو
(ویو کوک)
رفتم مدرسه امروز باید میرفتیم اردو
داشتم با خودم فکر میکردم که جین و جیمین رو دیدم رفتم کنارشون
کوک:سلام بچه ها
جین و جیمین:سلام کوکی
داشتیم حرف میزدیم که معلم گفت بریم سوار شیم که تهیونگ و یونگی و نامجون رو دیدیم جین صداشون کرد بیان اینجا
جین :خب میخوام معلوم کنم کی کجا میشینه من که قرار پیش نامجون بشینم
جیمینم قرار پیش یونگی بشینه
جیمین:چ....چی هیونگ
یونگی:باشه
جین:کوکم قرار پیش تهیونگ بشینه
کوک:ب...باشه
جین:خب حالا بریم سوار شیم
رفتیم و نشستیم مطمئن بودم الان جیمین داره سکته میکنه
(ویو تهیونگ)
دیدگاه ها (۶)

تولدم مبارک 🤍

پارت۷(ویو تهیونگ)همون‌طور که جین گفته بود نشسته بودیم مطمئنم...

پارت۵یونکی گفتیونگی:میبینم اینجا یک نفر عاشق شده نامجون:راست...

پارت۴(ویو کوک)از خواب بیدار شدم و آماده شدم و صبحانمو خوردم ...

وقتی عضو هشتم بودی.....

بچه هاااا لایو اعضا رو دید..........#تهیونگ #بی_تی_اس #تهکو...

P. 11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط