{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(سایه های خونی)

(سایه های خونی)
part5/
___

فردا، ساعت۳دادگاه داره، شکایت میرا که خشونت آمیز پسره دزدیدتش، برای ثابت کردن بی گناهیش خوبه.

الیویا با یک لبخند سرشو تکون داد.

رفتن تو،در را باز کرد:خیلی خوب، میرا بازجوی تمامه، وکیلت خوب کارشو بلده آزادی.

به معنای خداحافظی دست دادن._فردا میبینمت.

الیویا:بابت همه چی ممنون.

سوار ماشین شخصی شدن.
***
الیویا
: خیلی خوب، باید آرامشمو حفظ کنم.... امشب بریم کلاب.

_آره، بهتره بری، حال و هوات عوض شه.

: عمرا، مامی بعد اون اتفاق نمیزاره تنها برم، تو باهام بیا.

_میدونی، من از این چیزا بدم میاد.

: ی باره دیگه، بخاطر من.
شبیه بچه گربه ها نگاهی بهم کرد و دو بار پشت سرهم پلک زد.

_هنوز همونقد لجباز و بچه ای دختر، خیلی خوب.

محکم تو بغلش فشارم داد._خیلی خوب باشه... بسته خمیرم کردی.

موهای باز، آرایش غلیظ، یک پیراهن بلند جذب مشکی بلند ازپایین چاک دار و یک کت پشمی مشکی هم روش انداختم، عینک را گذاشتم و فکر کنم استایلم خوب باشه، باید خفن بودنمو حفظ کنم.

مادرتسو: اعوووو، دخترم چقد شیک شده.

همان حین میرا با تق تق پاشنه هاش رو پله ها پایین اومد، موهای دم اسبی، آرایش بی نقص پیراهن سبز پولداری جذب بدن نما تا بالای زانو،یقه خشتی جک دار سینه هاش جفت بیرون زده و آستین پف دار.

: مگه داری میری عزاداری، رنگ مشکی به موهای بورت نمیاد.

_حداقل، شبیه علف نشدم.

اخم کمرنگی بر ابرو هاش نشست و لب هاشو غنچه کرد

_مامیییی.

مادرتسو: خیلی خوب، دوباره به جون هم افتادین، برین به سلامت.

آروم گونه اش را بوسیدم.

وارد کلاب شدیم،میرا دستمو میکشید، ی شراب از تو سینی که دست پرسنل بود گرفت و ی جا سر کشید.

چشماشو فشرد.

صدای موسیقی وحشتناک زیاد بود.
فریاد زد: هووووووو....
:عاعا، فرشته سعادتمم که اینجاست.

لم داده بود به مبل، طوری پاهاش باز بود که انگار درحال تخم گذاشتنه.

دستی به موهای پر کلاغیش کشید.

هر طرفش دختر بود، لاشی بودن هم بهش میخوره.

میرا دستمو کشید._صبر کن. کت پشمیمو رو میزگرد بزارم.

چشم دیدن اون گستاخ و ندارم.

: سلامممم...
یک مرد که از ظاهر شبیه لات ها ی ور گوشش گوشواره نقره ای و ناخن های لاک مشکی و چندتا گردنبند بلند گردنش بود.

ی طرف لبش از روی شیطنت امتداد گرفت طوری که دندان هاش هم نمایان شد: اینا کین.!

با چشم غره و خونسردی:
دوست خانوادگیه.

: جووون پسر، بیاین بشینین دخترا.

میرا خودشو جفت پسره کرد،: من میرام.

اشاره به من: خواهر بزرگترم الیویا.

بازوم گرفت و محکم کشیدتم تا بنشینم.

: منم جورج هستم.
میرا دستشو رو دهنش گذاشت و با تعجب:
عا، همون جورج ویسگون، گروه پاپ.

سرشو تکون داد و چشمک زد.

رومو برگردوندم این پسره چرا اینجوری نگام میکنه،جکسون زیر چشمی خیره بهم بود.

جورج لیوان شراب سمت میرا گرفت: ی شراب بزنیم.

همه لیوان های شراب و بالا گرفتن، نگاهی بهم کرد: نمیخوری.

میرا با یک تک خنده: نه، الیویا اهل این چیزا نیست.
آهسته گفت: خواهرم زیاد از جنس مخالف خوشش نمیاد، بهتره زیاد باهاش گرم نگیری.

انگار که من اصلا نشنیدم. این ی تعریف بود؟

تلفن میرا به صدا در اومد: ببخشید، الان میام.

رفت.

دست به سینه به مبل تکیه دادم،کسل کننده تر از این جا، جایی نیست، دلم خوندن یک رمان دراماتیک با شکلات داغ و پتو گرم و نرم میخواد.

جکسون با ی لبخند:
انگار اجتماعی نیستی، میخوای بیای پیشم بشینی.

با ی چشم غره سرمو برگردوندم،نشنیده میگیرم.

لحظه ای یکی دستشو رو شونم گذاشت و مور مورم شد، خیره بهش شدم.

: جووون، حوری بهشتی.

_بله!

نگاهی به بقیه انداخت:
نظرت چیه، باهم ی حالی کنیم.
لبخند جکسون گشاد تر شد، دندونای سفیدش تو چشم بود:
برین حال کنین،معلومه جوجه های خوشگلی هم ازش بیرون میکشی.

: چاکریم.

چی؟ جوجه؟واقعا اونطور که تصورش میکردم گستاخه، اخم هام رفت توهم و پوست چهره سفیدو قرمز بی نقصم ، آتیشی قرمز شد.
صدام کلفت شد: بزن بچاک تا آشو لاشت نکردم.

بازومو گرفت کشید سمت خودش، دستشو گذاشت رو کمرم._مقاومت نکن دیگه، من ازت استفاده نکنم... برای کی پلمپ گذاشتی.

هولش دادم و لیوان شراب را کوباندم به میز.
دخترای کنار جکسون جیغ زدن.

موزیک قط شدو، همه خیره بودن.

تیزی را گرفتم رو گلوش: روی سگ منو بالا نیار، میزنی بچاک یا فرو کنم تو گلوت.

میرا: چی شده!

دست پاچه شد: باشه بابا، چته.

لیوان شکسته را انداختم: بهتره بریم، خوش گذرونی بسته.

تو شوک با ی لحن آهسته: باااااشههههه...

نگاهی به جورج انداخت، کیفشو از رو مبل برداشت و دست تکون داد: بعدا میبینمت.

و نگاه جکسون بهش بودو میرا آروم لبشو گاز گرفت و چشمک زد.

دستشو گرفتمو کشوندمش.
دیدگاه ها (۰)

نویسنده: اورانیا لاجورد part 4/(سایه های خونی) @rroyrroya_99...

(سایه های خونی) part۳/ماشه را کشیدم .ی دفعه سرجاش بند شد،دست...

عشق مثلثی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط