{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در یک صبح دل انگیز بهاری،

در یک صبح دل انگیز بهاری،
بیدارشد گل سرخ با شادابی

پلکهاشو وا کرد آهسته و نم نم ،
دید نشسته رویش یه قطره شبنم

گفت سلام بر تو ای یار دلنشین،
چیست نام تو ای همنشین

که چینین نوازش میکنی رخسار من،
بوسه میزنی تو بر گلبرگهای من

شفاف و زیبا چون دُر غلطانی تو،
همچون آینه ی تابان ، درخشانی تو

جهان پیداست در صیقل وجودت،
میدرخشد خورشید در آینه ی نگاهت

از کجا آمده ای تو اینچنین،
همدمم شده ای در این صبح دلنشین

گفتا شبنم که من همان قطره ی آبم،
همنشین گل و مونس برگ سبزه زارم

هستمت یار و همدم صبحگاهی،
نوازشت میکنم تا برخیزی با شادابی

مستم و مجنون از لطافت وجودت،
بوسه میزنم بر تو تا سرخ ماند رویت

تا که از نفسهایت عطر آگین شوم،
نه همان آب ، گلابی خوشبو شوم

قصه ی شبنم و گل ؛همان راز دلهاست،
سرخی گل از شرم بوسه های شبنم هست...🌸❤

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

سوز تب فراق تو درمان پذیر نیستتا زنده‌ ام چو شمع ازینم گزیر ...

مژده وصل توام ساخته بی تاب امشبنیست از شادی دیدار مرا خواب ا...

بی دلیل که نمی شود دوستت نداشت!این که گذاشته ای رفته ای؛یا م...

𐃘🥊👤تکه کلام های آدمای قوی⠄╭────────────╮⠄│واقعا عالی بودی⠄│ل...

𝑨 𝒑𝒍𝒂𝒄𝒆 𝒇𝒐𝒓 𝒃𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕𝒔𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔و بعد رفت بالا.هعیییییی.نگاهی...

پارت ۳۳به گفته ی ناروتو، از وقتی که با ساسکه وارد رابطه شد ه...

Novel panleo ♡ #part⁵⁸ ♡『 paniz 』با رفتن اش لباسام رو پوشیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط