{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کسی نبود قرار از دلی جوان ببرد

کسی نبود قرار از دلی جوان ببرد
دو جرعه خنده بیارد به جاش جان ببرد

کسی نبود مرا از هزار فصل شروع
به شاعرانه‌ترین فصل داستان ببرد

به جای این همه رخ‌دادهای پر کش و قوص
به فصل پر کشش آخرالزمان ببرد

دلم گرفته نه از تو که از تمام زمین
کسی نبود دلم را به آسمان ببرد

خدا به خیر کند سرنوشت دنیا را
اگر که نام تو را باد بر زبان ببرد

درست عین همان قطره اشک لامذهب
نخست ناز کند بعد خانمان ببرد

سرم فدای خیالات و آنکه این ایام
به احتمال کمی عاشقی گمان ببرد

خمار روح مرا شیشه شیشه باید شست
مؤدبانه بگو ساقی استکان ببرد

خیال کرده جز آتش است حاصل او
کسی که جرعه‌ای از عشق در دهان ببرد
دیدگاه ها (۱)

کسی نبود قرار از دلی جوان ببرد؟دو جرعه خنده بیارد به جاش جان...

کسی نبود قرار از دلی جوان ببرد؟دو جرعه خنده بیارد به جاش جان...

خون دلم مخور که غمان تو می‌خورم خون دلم مخور که غمان تو می‌خ...

اجل می ترسد از خواب پریشانی که من دارمبه سختی می رود از پیکر...

شیدا محمدی

داستان کوتاه در انتظارش نویسنده الهه پورعلی

فال امروز پنجشنبه 22 خرداد 93 پنجشنبه 12 ژوئن 2014 فال حافظ ...

بعضی ها عجیب خوبند!من باور دارم که گاهی #خدا،با بندگانش ما ر...

‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌♥️ℒℴνℯ♥️... دلی دارم ز جنس سنگ و شیشه...

زیباترین فصل عمر من تو هستی.?Bir insan nasl bu kadar aşk kokabilir

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط