کسی نبود قرار از دلی جوان ببرد؟
کسی نبود قرار از دلی جوان ببرد؟
دو جرعه خنده بیارد به جاش جان ببرد؟
کسی نبود مرا از هزار فصل شروع
به شاعرانه ترین فصل داستان ببرد؟
به جای اینهمه رخدادهای پر کش و قوس
به فصل پرکشش آخرالزمان ببرد؟
دلم گرفته نه از تو که از تمام زمین
کسی نبود دلم را به آسمان ببرد؟
درست عین همان قطره اشک لامذهب
نخست صبر کند، بعد خانمان ببرد
خدا بخیر کند سرنوشت دنیا را
اگر که نام تو را باد بر زبان ببرد
خمار روح مرا شیشه شیشه باید شست
مودبانه بگو ساقی استکان ببرد
سرم فدای خیالات آنکه این ایام
به احتمال کمی عاشقی گمان ببرد
خیال کرده که جز آتش است حاصل او
کسی که جرعه ای از عشق در دهان ببرد؟
آرش شفاعی
دو جرعه خنده بیارد به جاش جان ببرد؟
کسی نبود مرا از هزار فصل شروع
به شاعرانه ترین فصل داستان ببرد؟
به جای اینهمه رخدادهای پر کش و قوس
به فصل پرکشش آخرالزمان ببرد؟
دلم گرفته نه از تو که از تمام زمین
کسی نبود دلم را به آسمان ببرد؟
درست عین همان قطره اشک لامذهب
نخست صبر کند، بعد خانمان ببرد
خدا بخیر کند سرنوشت دنیا را
اگر که نام تو را باد بر زبان ببرد
خمار روح مرا شیشه شیشه باید شست
مودبانه بگو ساقی استکان ببرد
سرم فدای خیالات آنکه این ایام
به احتمال کمی عاشقی گمان ببرد
خیال کرده که جز آتش است حاصل او
کسی که جرعه ای از عشق در دهان ببرد؟
آرش شفاعی
- ۷۴۶
- ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط