{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابادعاکن ماتمی دیگرنبینم

بابادعاکن ماتمی دیگرنبینم
بعدازتو مظلومیت حیدر نبینم
دعوا سر حق و حقوق و جانشینی

دعوا سر عمامه و منبر نبینم
بابا دعاکن مرتضی را دست بسته
مستاصل و درمانده و مضطر نبینم
بابادعاکن در تمام طول عمرم
برسینه ی خود جای میخ در نبینم

یا لااقل در راه برگشتن به خانه
سنگ صبورم را به چشم تر نبینم
بابابرو سه ماه دیگر میرسم من
باچادرخاکی بر سر میرسم من
دیدگاه ها (۱)

خدا کند که دروغی بزرگ باشد اینمن اعتماد ندارم به حرف طالع بی...

دستی که بالهای مرا التیام دادمن را به طوف گنبد خضرا کشیده اس...

پایان سفر ...پیاده تا سرزمین عشق برای تسکین دل سوخته ی ام ال...

ایوان نجف عجب صفایی دارد اغاز سفرم نجف بود و پایانش هم نجف ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط