{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا کند که دروغی بزرگ باشد این

خدا کند که دروغی بزرگ باشد این

من اعتماد ندارم به حرف طالع بین

نشسته اند کمان های بیوه آماده

گرفته اند کمین تیرهای چله نشین

دوباره کوچه دوباره کسی ز اهل کساء

دوباره فتنه ی شیطان دوباره غصب زمین

و باز شد دهن یاوه ای و حرفی زد

و پخش شد همه جا بوی غُدّه ای چرکین

و این هم از برکات حضور یک زن بود

زنی که شوهر خود را نمیکند تمکین

جنازه نیست، نمرده است، زنده است، چرا؟

برای این که امام است و بس، برای همین

برای این که نفس می کشد بدون هوا

برای این که قدم می زند بدون زمین

چقدر جای رطب ها و جای او خالی ست؟

کنار دست پر از هیچ سفره ی مسکین

به عزت و شرف لا اله الا الله

به خیر ختم نشد این مراسم تدفین

عزیز کرده ی یعقوب، غارت گرگ است

قسم به سوره ی یوسف قسم به بنیامین
دیدگاه ها (۱)

دستی که بالهای مرا التیام دادمن را به طوف گنبد خضرا کشیده اس...

باید که غزل هم ثمری داشته باشدبر حال خرابم اثری داشته باشدبا...

بابادعاکن ماتمی دیگرنبینم بعدازتو مظلومیت حیدر نبینم دعوا سر...

پایان سفر ...پیاده تا سرزمین عشق برای تسکین دل سوخته ی ام ال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط