{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to be. But by fighting against fate, we can change such a destiny.
⟩⟩ Beyond Fate....
part..⁴⁹

دو روز بعد، جاده باریک‌تر شد.
درخت‌ها کنار رفتند و تنگه پیش رویشان مثل یک دهان بسته بود؛ آماده برای بلعیدن هر کس که واردش شود.
آلارا که اطلاعات اولیه داده بود، برای اولین بار به صراحت گفت:
مسیر رو می‌شه از وسط تنگه رفت. ولی تنگه… راهِ راحت نیست.»
روی فرمان داد تا پای پیاده چند دقیقه مسیر را بررسی کنند.
کای جلوتر رفت و برنگشت تا اینکه آینا صدای قدم‌های او را شنید.
کای آرام گفت:
رد هست. نه از راهزن. از کسی که نقشه داره.»
آینا آهسته پرسید:
یعنی این تله از سمت دشمنه یا سمت فرقه؟»
کای سکوت کرد، اما همین سکوت جواب بود.
روی با نگاه تیز به سنگ‌ها خیره شد.
پس از همین الان، هیچ‌کس تنها جلو نره.»
لیانا زیر لب گفت:
بدترین بخش تنگه اینه که تو فکر می‌کنی هیچ‌جایی برای پنهان شدن وجود نداره… و بعد می‌بینی همه‌جا پر از سوراخ‌هاست.»
آریون چرخید سمت آینا:
و این یعنی احتمالاً تو باید قهرمان کنی؟»
آینا با لحن خشک گفت:
قهرمان نیستم. فقط… بلد هستم وقتی لازم شد حرکت کنم.»
درست همان لحظه، تیرها از بالای تنگه بارید.
دیدگاه ها (۰)

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

بچمو فالو کنیدآیدیش:@a13001316

فیک نویسه فالو شه@waxcvi

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط