{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق زیبای من

#عشق زیبای من
Part17
ات در ایسیو و بود و حالش خیلی بد بود کلا لاغر شده بود

جونگ کوک همش پیشش بود و گریه میکرد و خودشو مقصر میدونست و همش به خودش سخت میگرفت

کوک:ات تروخدا ببخش ببخشید که این همه موقع ندونستمممم معزت میخواممم😭😭


کوک به جونگیون خبر داد که ات اینجاس


جونگیون فورا به بیمارستان رفت و حال کوک و ات رو دید


جونگیون:ات این همه مدت اونجا بودددد


کوک:اره


جونگیون:چرا اینقد بدنش زخمی شدهه



کوک:فک کنم شکنجش دادن کاش من میدزدیدن و با اون این کارو نمیکردند واقعا پشیمونم😭😭


جونگیون:همش تقصیر اون دوست دختر قبلی دیونت بودددد


کوک:میدونم ایندفعه راس میگی ات منو ببخش لطفااا تروخدا زودتر بیدار شووو😭😭


جونگیون:هووففف اگه بلند شد ات رو مییرم واسه خودم چون تو اصلا نمیتونی ازش مراقبت کنی
دیدگاه ها (۰)

#عشق زیبای منPart18جونگیون:اگه ات بلند شد اون رو واسه خودم م...

#عشق زیبای من Part19دکتر اجازه داد که جونگ کوک به داخل اتاق ...

#عشق زیبای منPart16جونگیون:بله کوک: فهمیدم ات کجاسجونگیون: ک...

#عشق زیبای منPart15کوک مطمئن شد که یونا کاملا خوابش برده کوک...

فیک ازدواج اجباری پارت ۱۸ نامجون:منو ببر پیشش ٪چشم ویو میابع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط