{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غصه هایت کار دارد دستِ چشمم می دهد

غصه هایت کار دارد دستِ چشمم می دهد
شانه از تو گریه از من تاکه شب سر میشود
درد هایی که " فلک " ، ریخته در کاسه ی ما
گر تو باشی پیشِ من ، معنای دیگر می دهد
گفته بودی " عهد "مان ، دیگر ندارد اعتبار
غم مخور زیبای من ، آینده بهتر می شود
رفتنت یعنی " مصیبت " ، کاش باور داشتی
گر نباشی خوبِ من ، دنیا به آخر می شود
گر بیایی شعله بر ، " تنها "یی شب می زنم
شانه از تو گریه از من تاکه شب سر میشود
دیدگاه ها (۴)

هفت دریا را برایت غرق خون آورده امآسمان را پیش پایت سرنگون آ...

خانه تاریک ، دلِ باغ و بیابان تاریکبی تو هر کوچه‌ی این شهرکِ...

هزار درد مرا عاشقانه درمان باشهزار راه مرا ای یگانه پایان با...

آنقدر گشته ام آواره که امثالم نیستدر قفس خانه مانده ام و ذو...

کاش می‌شدیک بار دیگردر را باز کنیمن با لبخند بیایم سمتتو تو ...

تمام شد...باری که یک عمر بر شانه‌های زخمی‌ات سنگینی می‌کرد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط