{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هزار درد مرا عاشقانه درمان باش

هزار درد مرا عاشقانه درمان باش
هزار راه مرا ای یگانه پایان باش 
برای آنکه نگویند جُسته‌ایم و نبود
تو آن‌که جُسته و پیداش کرده‌ام آن باش
دوباره زنده کن این خسته‌ی خزان‌زده را
حلول کن به تنم جان ببخش جانان باش 
کویر تشنه‌ی عشقم تداوم عطشم
دگر بس است ز باران مگوی باران باش 
دوباره سبز کن این شاخه‌ی خزان زده را
دوباره در تن من روح نوبهاران باش
بدین صدای حزین وین نوای آهنگین
به باغ خسته‌ی عشقم هزاردستان باش
دیدگاه ها (۹۷)

غصه هایت کار دارد دستِ چشمم می دهدشانه از تو گریه از من تاکه...

هفت دریا را برایت غرق خون آورده امآسمان را پیش پایت سرنگون آ...

آنقدر گشته ام آواره که امثالم نیستدر قفس خانه مانده ام و ذو...

‍ عید آمده و مردم ما عید ندارندکو یک دل بی دغدغه تا عید بگیر...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط