نجسترین چیز دنیا چیست
نجسترین چیز دنیا چیست
با ذکر داستان و بررسی آن
گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و درصورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد.
وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد.
عازم دیار خود می شود در نزدیکی های شهر چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار ازاو هم سؤال کنم شاید جواب تازه ای داشت بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید من جواب را می دانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد چوپان هم می گوید تو باید مدفوع خودت را بخوری وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید تو می توانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من را بکش.
خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می کند و آن کار را انجام می دهد سپس چوپان به او می گوید:
" کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می کردی نجس ترین است بخوری" !!!!
حالا مصداق طمع مختلف است از مقامات در پایگاه ها و ارگان گرفته تا غیره
که طمع نسبت به این چیز ها نتیجه اش آن می شود که برای رسیدن به این مقام ها غیبت هم دیگر را بکنیم به هم تهمت بزنیم دروغ بگویییم تا صاحبان این مقام ها را به زیر بکشیم و خود به آن برسیم
یا اصلا با وعده وعید های دروغ مردم را ترغیب به انتخاب خود کنیم و بر سر آن قدرت بنشینیم
البته این طمع مصداق های زیادی در تاریخ دارد مثل طمع عمر سعد لعنت الله علیه به ملک ری که سبب چه جنایاتی شد والی ما شاالله این موارد
شاید سوال باشد چرا افرادی در جامعه هستند که طمع دارند
اصلا چرا آدمی طمع دارد؟؟
علتش آن است که وجود انسان از عقل و نفس گرفته شده است
عقل همان فطرت الهی انسان است که هرچه کامل تر شود انسان به خدا می رساند
اما نفس ما بین دنیا و آخرت است حال اگر انسان به سمت خدا رود نفس انسان زیبا می شود مثل نفس لوامه و راضیه مرضیه
حال اگر انسان به سمت دنیا برود نفس انسان تبدیل به اماره بالسوء می شود و این بسیار بد است
البته فرشتگان فقط دارای عقل هستند به خاطر همین به سمت گناه نمی روند و عبادت خدا را انجام
می دهند
این اشتباه است که مردم فرشتگان را فقط افرادی بی اختیار می دانند
که اختیارشان فقط در دست خداست
چون اولا ما شواهدی در تاریخ داریم که فرشتگان مختارند و با اختیارشان اشتباهاتی کرده اند
مثلا به خدا گفته اند چرا انسان را عذاب نمی کنی پس این به معنای آن است که آنها مختارند
اما اشتباهاتشان به خاطر آن است که مراتب عقلانیت آنها متفاوت است
هر کدام با بقیه فرق می کنند
اما فی الجمله بگوییم مرتبه ی انسان خوب به خاطر آن از فرشتگان بالا تر است چون دارای هم عقل و نفس است و با آن حال که تمایلات نفسانی دارد باز به سمت عقل می رود و شهوات و طمعش را کنار می گذارد و به سمت عقل می رود
اما این را بگوییم اصلا چرا انسان یا به سمت عقل و نفس می رود
علتش آن است که خدا هم انسان و هم فرشتگان را کمال گرا آفریده است و به خاطر همین هر دو دوست دارند به کمالی برسند تا سیراب شوند حال انسان یا عقل را می گزیند و سیراب می شود و به حق و حقیقت و خدا می رسد
یا نفس را می گزیند و همیشه تشنه و حریص می شود که اهل بیت دنیا را مثل تشنه ای می دانند که از آب دریا می خورد و هرچه می خورد سیراب نمی شود
حالا شما هستید و عقل و نفستان کدام را می گزینید شما مختارید؟؟؟؟؟
در پناه حق
با ذکر داستان و بررسی آن
گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و درصورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد.
وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد.
عازم دیار خود می شود در نزدیکی های شهر چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار ازاو هم سؤال کنم شاید جواب تازه ای داشت بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید من جواب را می دانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد چوپان هم می گوید تو باید مدفوع خودت را بخوری وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید تو می توانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من را بکش.
خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می کند و آن کار را انجام می دهد سپس چوپان به او می گوید:
" کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می کردی نجس ترین است بخوری" !!!!
حالا مصداق طمع مختلف است از مقامات در پایگاه ها و ارگان گرفته تا غیره
که طمع نسبت به این چیز ها نتیجه اش آن می شود که برای رسیدن به این مقام ها غیبت هم دیگر را بکنیم به هم تهمت بزنیم دروغ بگویییم تا صاحبان این مقام ها را به زیر بکشیم و خود به آن برسیم
یا اصلا با وعده وعید های دروغ مردم را ترغیب به انتخاب خود کنیم و بر سر آن قدرت بنشینیم
البته این طمع مصداق های زیادی در تاریخ دارد مثل طمع عمر سعد لعنت الله علیه به ملک ری که سبب چه جنایاتی شد والی ما شاالله این موارد
شاید سوال باشد چرا افرادی در جامعه هستند که طمع دارند
اصلا چرا آدمی طمع دارد؟؟
علتش آن است که وجود انسان از عقل و نفس گرفته شده است
عقل همان فطرت الهی انسان است که هرچه کامل تر شود انسان به خدا می رساند
اما نفس ما بین دنیا و آخرت است حال اگر انسان به سمت خدا رود نفس انسان زیبا می شود مثل نفس لوامه و راضیه مرضیه
حال اگر انسان به سمت دنیا برود نفس انسان تبدیل به اماره بالسوء می شود و این بسیار بد است
البته فرشتگان فقط دارای عقل هستند به خاطر همین به سمت گناه نمی روند و عبادت خدا را انجام
می دهند
این اشتباه است که مردم فرشتگان را فقط افرادی بی اختیار می دانند
که اختیارشان فقط در دست خداست
چون اولا ما شواهدی در تاریخ داریم که فرشتگان مختارند و با اختیارشان اشتباهاتی کرده اند
مثلا به خدا گفته اند چرا انسان را عذاب نمی کنی پس این به معنای آن است که آنها مختارند
اما اشتباهاتشان به خاطر آن است که مراتب عقلانیت آنها متفاوت است
هر کدام با بقیه فرق می کنند
اما فی الجمله بگوییم مرتبه ی انسان خوب به خاطر آن از فرشتگان بالا تر است چون دارای هم عقل و نفس است و با آن حال که تمایلات نفسانی دارد باز به سمت عقل می رود و شهوات و طمعش را کنار می گذارد و به سمت عقل می رود
اما این را بگوییم اصلا چرا انسان یا به سمت عقل و نفس می رود
علتش آن است که خدا هم انسان و هم فرشتگان را کمال گرا آفریده است و به خاطر همین هر دو دوست دارند به کمالی برسند تا سیراب شوند حال انسان یا عقل را می گزیند و سیراب می شود و به حق و حقیقت و خدا می رسد
یا نفس را می گزیند و همیشه تشنه و حریص می شود که اهل بیت دنیا را مثل تشنه ای می دانند که از آب دریا می خورد و هرچه می خورد سیراب نمی شود
حالا شما هستید و عقل و نفستان کدام را می گزینید شما مختارید؟؟؟؟؟
در پناه حق
- ۳.۸k
- ۱۵ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط