{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه میدونستم!

چه میدونستم!
وگرنه اصلا چشم نمیذاشتم
که دور رفته باشی و اینقد دیر برگردی
یا لااقل چندان نمی شمردم که این همه سال...
راستی نگفتی کجا رفته بودی؟
فکر میکردی از یادم میری؟
میبینی که من هنوز کودک موندم
اما دیگه از تو چشم برنمیدارم
بازی دیگه ای بلد نیستی؟!
دیدگاه ها (۴)

هيچي رديف نيست...

برای تصاحبت نمی جنگم!احاطه ات نمی کنم تا مال من شوی!عشق تملک...

خيلي دلهره دارم نميدونم چرا بچه ها,ترس از دست دادن چيزي كه م...

ﭼﺸﻤﺎنت ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﻭ لبانت را ﺩﻭﺧﺘﻨﺪ...تا ﺑﻪ ﺣﺮﺍﺝ ﺧﻮیشتن ﺑﻪ ﻧﻈﺎ...

ازدواج از اجبارChapter:2P:1"الیزابت"+س...و..‌هو(ترس)×جونم پر...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 184♡⁠。⁠)⁩تا خود...

حاجی پارتا یادم. نمیاد همینجوری میزارم دیگهخب بریمهمینطور که...

My professorChapter:2Part:113جونگ‌کوک:من رفتم...چون اگر می م...

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p1بچه ها ممکنه داستان یکم ...

P19وسط راه بود م یکه یهویک دست آمد و من را گرفت دامیال:چرا...

پارت ۳

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط