{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما وقار کوه را گاهی بکاهی دیده ایم

ما وقار کوه را گاهی بکاهی دیده ایم
ماوراء آنچه میبینید، گاهی دیده ایم

سالک روشن دلیم از گمشدن تشویش نیست
جای پای دوست را در کوره راهی دیده ایم

عاشق بی پا وسر شو، چون که بسیار از فلک
کجرویها در بساط کج کلاهی دیده ایم

رنگ و رو ایگل دلیل لطف باطن نیست نیست
این کرامت را گهی هم در گیاهی دیده ایم

ای بدست آورده قدرت کار خلق آسان مگیر
عالمی در خون کشیدن زاشتباهی دیده ایم

از نوای بینوایان اینقدر غافل نباش
بارها تاثیر صد آتش، بآهی دیده ایم

معینی کرمانشاهی
دیدگاه ها (۴)

کاش نمی‌‌شناختمت آنوقت با تو بودن چه آسان بود آنوقت هر چیزی ...

تو کیستی، که من اینگونه بی تو بی تابم؟شب از هجوم خیالت نمی ب...

دستخطی دارم از او بر دل خود یادگار عشق کاری کرد با قلبم که چ...

یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفتداد خود را زان مه بیدادگر خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط